چارچوب مفهومی گزارشگری مالی چیست و چگونه باید از آن در حسابداری استفاده کنیم؟
آموزش ساده و کاربردی چارچوب مفهومی گزارشگری مالی بر اساس مصوبه ۱۴۰۵
مقدمه: چرا باید چارچوب مفهومی گزارشگری مالی را بشناسیم؟
فرض کنید شما حسابدار یک شرکت هستید. شرکت یک دستگاه ماشینآلات خریداری کرده، از مشتری طلب دارد، به کارکنان حقوق پرداخت میکند، از بانک وام گرفته و در پایان سال باید صورتهای مالی خود را تهیه کند.
شاید تصور کنید کار حسابدار فقط این است که هر رویداد را ثبت کند، حسابها را ببندد و در نهایت ترازنامه و صورت سود و زیان را تهیه کند.
اما چند سؤال مهم وجود دارد:
-
چرا دستگاه خریداریشده دارایی محسوب میشود؟
-
آیا هر چیزی که شرکت مالک آن است، الزاماً دارایی است؟
-
اگر شرکت بابت یک دعوای حقوقی احتمالا مجبور به پرداخت خسارت شود، آیا باید بدهی شناسایی کند؟
-
چه زمانی درآمد حاصل از فروش باید در حسابها ثبت شود؟
-
آیا همیشه باید داراییها را به مبلغی که برای خرید آنها پرداخت شده است، در صورتهای مالی نشان دهیم؟
-
چرا ممکن است یک رقم در صورتهای مالی ثبت نشود، اما اطلاعات آن در یادداشتهای توضیحی افشا شود؟
-
آیا سود حسابداری همان مقدار پولی است که وارد حساب بانکی شرکت شده است؟
پاسخ این پرسشها در مفاهیم بنیادی حسابداری قرار دارد.
چارچوب مفهومی گزارشگری مالی دقیقاً برای پاسخ دادن به چنین پرسشهایی طراحی شده است.
این چارچوب به ما کمک میکند بدانیم:
-
هدف از تهیه صورتهای مالی چیست؟
-
اطلاعات مالی باید چه ویژگیهایی داشته باشند؟
-
چه چیزی دارایی، بدهی، درآمد یا هزینه محسوب میشود؟
-
چه زمانی یک قلم باید در صورتهای مالی شناسایی شود؟
-
اقلام مالی با چه مبنایی باید اندازهگیری شوند؟
-
اطلاعات چگونه باید ارائه و افشا شوند؟
-
چگونه باید سود واقعی حاصل از فعالیت شرکت را از تغییرات سرمایه تفکیک کنیم؟
به بیان ساده، چارچوب مفهومی به حسابدار میآموزد که فقط ثبتکننده اعداد نباشد، بلکه منطق پشت هر ثبت حسابداری را نیز درک کند.
بخش اول: جایگاه و هدف چارچوب مفهومی گزارشگری مالی
۱. چارچوب مفهومی چیست؟
چارچوب مفهومی مجموعهای از اصول و مفاهیم پایه است که مشخص میکند گزارشگری مالی باید بر چه مبنایی انجام شود.
برای درک بهتر، استانداردهای حسابداری را مانند قوانین یک بازی در نظر بگیرید.
استانداردهای حسابداری مشخص میکنند در شرایط مختلف چه کاری باید انجام شود؛ اما چارچوب مفهومی منطق و فلسفهای را توضیح میدهد که این قوانین بر اساس آن شکل گرفتهاند.
برای مثال، استانداردهای حسابداری ممکن است نحوه حسابداری موجودی مواد و کالا را مشخص کنند؛ اما چارچوب مفهومی توضیح میدهد چرا موجودی کالا دارایی است، چه ویژگیهایی باید داشته باشد و چرا اطلاعات مربوط به آن برای استفادهکنندگان صورتهای مالی اهمیت دارد.
۲. اهداف چارچوب مفهومی
طبق سند، چارچوب مفهومی سه هدف اصلی دارد:
هدف اول: کمک به تدوین استانداردهای حسابداری
کمیته تدوین استانداردهای حسابداری باید استانداردهای مختلف را بر مبنای مفاهیم یکنواخت تدوین کند.
بنابراین، استانداردهای حسابداری نباید مجموعهای از دستورالعملهای پراکنده و بدون ارتباط منطقی باشند.
هدف دوم: کمک به تهیهکنندگان صورتهای مالی
گاهی ممکن است برای یک معامله یا رویداد خاص، استاندارد حسابداری مشخصی وجود نداشته باشد یا استاندارد مربوطه اجازه انتخاب بین چند روش را داده باشد.
در چنین شرایطی، چارچوب مفهومی میتواند به حسابدار و تهیهکننده صورتهای مالی کمک کند تا رویهای منطقی و یکنواخت انتخاب کند.
مثال کاربردی:
فرض کنید شرکت شما با یک نوع قرارداد جدید مواجه شده که در استانداردهای موجود، نحوه حسابداری آن بهروشنی مشخص نشده است.
در این وضعیت باید بررسی کنید:
-
آیا از این قرارداد حقی برای شرکت ایجاد شده است؟
-
آیا شرکت کنترل یک منبع اقتصادی را در اختیار دارد؟
-
آیا تعهدی برای انتقال منابع اقتصادی ایجاد شده است؟
-
آیا شناسایی این قلم اطلاعات مفیدی فراهم میکند؟
-
چگونه باید آن را اندازهگیری و ارائه کرد؟
این همان جایی است که چارچوب مفهومی به کمک حسابدار میآید.
هدف سوم: کمک به درک و تفسیر استانداردهای حسابداری
چارچوب مفهومی کمک میکند حسابدار بهجای حفظ کردن دستورالعملها، منطق آنها را بفهمد.
۳. آیا چارچوب مفهومی خودش یک استاندارد حسابداری است؟
خیر.
این یکی از مهمترین نکات سند است.
چارچوب مفهومی، استاندارد حسابداری محسوب نمیشود و نباید از آن برای نادیده گرفتن الزامات یک استاندارد مشخص استفاده کرد.
ترتیب صحیح کار حسابدار به این شکل است:
-
ابتدا استاندارد حسابداری مربوط به معامله را پیدا میکنیم.
-
الزامات آن استاندارد را اجرا میکنیم.
-
اگر موضوع در استاندارد مشخص نشده باشد یا انتخاب رویه مجاز باشد، از چارچوب مفهومی برای تحلیل و تصمیمگیری کمک میگیریم.
نکته مهم دیگر این است که اگر چارچوب مفهومی در آینده اصلاح شود، استانداردهای حسابداری بهصورت خودکار تغییر نمیکنند. اصلاح هر استاندارد باید از فرایند مستقل خود عبور کند.
۴. اهمیت چارچوب مفهومی برای اقتصاد و بازارهای مالی
این چارچوب به سه موضوع مهم کمک میکند:
الف) شفافیت
سرمایهگذاران باید بتوانند اطلاعات مالی شرکتها را درک و با یکدیگر مقایسه کنند.
ب) پاسخگویی
مدیریت شرکت باید در برابر منابعی که در اختیار دارد پاسخگو باشد. گزارشهای مالی امکان بررسی عملکرد مدیران و نحوه استفاده از منابع را فراهم میکنند.
پ) کارایی اقتصادی
وقتی اطلاعات مالی قابل اعتماد و قابل مقایسه باشد، سرمایهگذاران بهتر میتوانند فرصتها و ریسکها را شناسایی کنند و سرمایه خود را به شکل مناسبتری تخصیص دهند.
بخش دوم: فصل اول؛ هدف گزارشگری مالی با مقاصد عمومی
۱. هدف اصلی گزارشگری مالی چیست؟
مهمترین هدف گزارشگری مالی با مقاصد عمومی، فراهم کردن اطلاعات مالی مفید درباره یک واحد گزارشگر برای سرمایهگذاران، وامدهندگان و سایر اعتباردهندگان فعلی و بالقوه است.
این افراد با استفاده از اطلاعات مالی تصمیم میگیرند که منابع مالی خود را در اختیار شرکت قرار دهند یا خیر.
برای مثال:
-
سرمایهگذار تصمیم میگیرد سهام شرکت را خریداری کند یا بفروشد.
-
بانک تصمیم میگیرد به شرکت وام بدهد یا درخواست تسهیلات آن را رد کند.
-
سهامدار تصمیم میگیرد سهام خود را نگهداری کند یا بفروشد.
-
اعتباردهنده تصمیم میگیرد فروش نسیه به شرکت را ادامه دهد یا خیر.
بنابراین، صورتهای مالی فقط برای اداره امور داخلی شرکت تهیه نمیشوند؛ بلکه ابزار مهمی برای تصمیمگیری اقتصادی افراد خارج از شرکت هستند.
۲. استفادهکنندگان اصلی صورتهای مالی چه کسانی هستند؟
طبق چارچوب مفهومی، استفادهکنندگان اصلی عبارتاند از:
| استفادهکننده | نوع تصمیم |
|---|---|
| سرمایهگذاران | خرید، فروش یا نگهداری سهام |
| بانکها | اعطای وام یا تمدید تسهیلات |
| اعتباردهندگان | اعطای اعتبار و بررسی توان بازپرداخت |
| سایر تأمینکنندگان مالی | بررسی ریسک و بازده سرمایهگذاری |
مدیریت شرکت نیز به اطلاعات مالی نیاز دارد؛ اما استفادهکننده اصلی گزارشگری مالی با مقاصد عمومی محسوب نمیشود، زیرا معمولاً به اطلاعات داخلی شرکت دسترسی دارد.
۳. استفادهکنندگان از اطلاعات مالی به دنبال چه چیزی هستند؟
سرمایهگذار یا بانک معمولاً به دنبال پاسخ سه سؤال اساسی است:
سؤال اول: آیا شرکت میتواند در آینده پول تولید کند؟
یعنی آیا شرکت توان ایجاد جریانهای نقدی ورودی دارد؟
سؤال دوم: این پول چه زمانی ایجاد خواهد شد؟
ممکن است شرکتی در نهایت سودآور باشد، اما دریافت پول آن چند ماه یا چند سال طول بکشد.
سؤال سوم: میزان اطمینان به دریافت این پول چقدر است؟
ممکن است شرکت سود بالایی گزارش کند، اما به دلیل ریسکهای عملیاتی، مالی یا اقتصادی، احتمال تحقق آن سود پایین باشد.
در نتیجه، استفادهکنندگان فقط به مبلغ سود توجه نمیکنند؛ بلکه مبلغ، زمانبندی و عدم اطمینان جریانهای نقدی آتی نیز برای آنها اهمیت دارد.
۴. آیا هدف صورتهای مالی نشان دادن ارزش واقعی شرکت است؟
خیر.
یکی از نکات مهم چارچوب مفهومی این است که گزارشهای مالی برای نشان دادن مستقیم ارزش شرکت طراحی نشدهاند.
بلکه اطلاعاتی فراهم میکنند که استفادهکنندگان بتوانند با تحلیل آنها، ارزش شرکت را برآورد کنند.
برای مثال، صورتهای مالی ممکن است اطلاعات زیر را ارائه کنند:
-
داراییها و بدهیها
-
درآمد و هزینه
-
سود و زیان
-
جریانهای نقدی
-
منابع مالی شرکت
-
تعهدات شرکت
-
ریسکهای مالی
سرمایهگذار با ترکیب این اطلاعات و سایر اطلاعات اقتصادی و صنعتی میتواند ارزش شرکت را تخمین بزند.
نکته آموزشی: ارزش دفتری شرکت با ارزش اقتصادی یا ارزش بازار آن الزاماً یکسان نیست.
۵. محدودیت گزارشگری مالی
صورتهای مالی تمام اطلاعات مورد نیاز سرمایهگذار را فراهم نمیکنند.
برای تصمیمگیری درست، استفادهکننده باید اطلاعات دیگری مانند موارد زیر را نیز بررسی کند:
-
شرایط عمومی اقتصاد
-
نرخ تورم و نرخ بهره
-
وضعیت سیاسی
-
وضعیت صنعت
-
رقبا
-
فناوری
-
چشمانداز بازار
-
برنامهها و راهبردهای مدیریت
پس صورتهای مالی ابزار مهم تصمیمگیری هستند، اما تنها ابزار تصمیمگیری نیستند.
۶. دو نوع اطلاعات مهم در گزارشگری مالی
چارچوب مفهومی تأکید میکند که استفادهکنندگان باید دو گروه اطلاعات را دریافت کنند:
گروه اول: اطلاعات مربوط به وضعیت مالی شرکت
این اطلاعات نشان میدهد شرکت چه منابعی در اختیار دارد و چه تعهداتی بر عهده گرفته است.
برای مثال:
-
موجودی نقد
-
حسابهای دریافتنی
-
موجودی کالا
-
داراییهای ثابت
-
تسهیلات بانکی
-
حسابهای پرداختنی
این اطلاعات برای ارزیابی نقدینگی، توان پرداخت بدهی و قدرت مالی شرکت کاربرد دارند.
گروه دوم: اطلاعات مربوط به عملکرد مالی شرکت
این اطلاعات نشان میدهد شرکت در یک دوره چگونه از منابع خود استفاده کرده و چه نتیجهای به دست آورده است.
برای مثال:
-
درآمد فروش
-
بهای تمامشده
-
هزینههای عملیاتی
-
هزینههای مالی
-
سود یا زیان
این اطلاعات برای ارزیابی عملکرد گذشته و پیشبینی عملکرد آینده کاربرد دارند.
۷. چرا حسابداری تعهدی اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین بخشهای فصل اول، توضیح تفاوت حسابداری تعهدی و اطلاعات مبتنی بر جریانهای نقدی است.
در حسابداری تعهدی، آثار معاملات در زمانی ثبت میشود که از نظر اقتصادی ایجاد شدهاند، نه لزوماً زمانی که وجه نقد دریافت یا پرداخت میشود.
مثال اول: فروش نسیه
شرکت در تاریخ ۲۰ اسفند کالایی به مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان به مشتری میفروشد و قرار است وجه آن در اردیبهشت سال آینده دریافت شود.
در حسابداری تعهدی:
-
درآمد در دورهای شناسایی میشود که فروش و آثار اقتصادی آن اتفاق افتاده است.
-
حساب دریافتنی ایجاد میشود.
-
دریافت وجه در اردیبهشت، رویدادی جداگانه است که حساب دریافتنی را تسویه میکند.
بنابراین، فروش به دلیل دریافت نشدن وجه نقد، لزوماً از شناسایی درآمد خارج نمیشود.
مثال دوم: هزینه حقوق
کارکنان در اسفندماه کار کردهاند، اما حقوق آنها در فروردین پرداخت میشود.
هزینه حقوق مربوط به اسفند است، حتی اگر پرداخت وجه در فروردین اتفاق بیفتد.
نتیجه:
حسابداری تعهدی کمک میکند عملکرد اقتصادی شرکت را در دوره وقوع معاملات بررسی کنیم، نه صرفاً ورود و خروج پول را.
۸. چرا اطلاعات جریان نقدی نیز اهمیت دارد؟
ممکن است شرکتی سود حسابداری داشته باشد، اما نقدینگی کافی نداشته باشد.
برای مثال:
شرکت الف:
-
درآمد: ۱۰ میلیارد تومان
-
هزینه: ۸ میلیارد تومان
-
سود: ۲ میلیارد تومان
اما بیشتر فروش شرکت نسیه بوده و هنوز وجه نقد دریافت نشده است.
در چنین شرایطی، سود حسابداری بهتنهایی نشان نمیدهد که شرکت توان پرداخت حقوق، بدهی بانکی و هزینههای جاری را دارد.
به همین دلیل، اطلاعات جریانهای نقدی در کنار اطلاعات تعهدی ضروری است.
جریانهای نقدی به استفادهکنندگان کمک میکنند بفهمند:
-
پول از کجا وارد شرکت شده است؟
-
پول در چه زمینهای مصرف شده است؟
-
شرکت چقدر وام گرفته است؟
-
چه مقدار بدهی بازپرداخت کرده است؟
-
چه میزان وجه نقد بین سهامداران توزیع کرده است؟
۹. تغییرات منابع اقتصادی همیشه ناشی از عملکرد شرکت نیست
افزایش یا کاهش داراییها و بدهیها همیشه به معنی سود یا زیان نیست.
برای مثال:
شرکت ۵ میلیارد تومان تسهیلات بانکی دریافت میکند.
در این حالت:
-
وجه نقد افزایش مییابد.
-
بدهی بانکی نیز افزایش مییابد.
اما این اتفاق به معنای ایجاد درآمد یا سود نیست.
مثال دیگر:
سهامداران ۳ میلیارد تومان سرمایه جدید به شرکت تزریق میکنند.
این مبلغ باعث افزایش وجه نقد و حقوق مالکانه میشود، اما درآمد شرکت محسوب نمیشود.
بنابراین، حسابدار باید بین تغییرات ناشی از عملکرد مالی و تغییرات ناشی از تأمین مالی یا معاملات با مالکان تفاوت قائل شود.
۱۰. مباشرت مدیریت یعنی چه؟
یکی از مفاهیم مهم فصل اول، مباشرت مدیریت است.
مباشرت یعنی مدیریت در استفاده از منابع اقتصادی شرکت چه میزان مسئولانه، کارآمد و اثربخش عمل کرده است.
برای مثال:
دو شرکت هر کدام ۱۰۰ میلیارد تومان دارایی دارند.
شرکت اول از این منابع ۳۰ میلیارد تومان سود ایجاد میکند، اما شرکت دوم فقط ۵ میلیارد تومان سود ایجاد میکند.
این تفاوت میتواند نشاندهنده تفاوت در کارایی استفاده از منابع باشد.
البته برای ارزیابی درست باید شرایط صنعت، ریسکها، ساختار سرمایه و عوامل دیگر نیز بررسی شود.
مدیریت همچنین باید از منابع شرکت در برابر موارد زیر محافظت کند:
-
تغییرات نامطلوب اقتصادی
-
تغییرات فناوری
-
ریسکهای عملیاتی
-
عدم رعایت قوانین و مقررات
-
نقض قراردادها
جمعبندی فصل اول:
هدف گزارشگری مالی فقط نشان دادن سود یا زیان نیست؛ بلکه فراهم کردن اطلاعاتی است که استفادهکنندگان بتوانند وضعیت مالی، عملکرد مالی، جریانهای نقدی آتی و نحوه استفاده مدیریت از منابع شرکت را ارزیابی کنند.
بخش سوم: فصل دوم؛ ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی مفید
۱. چه اطلاعاتی را میتوان مفید دانست؟
فرض کنید دو شرکت صورتهای مالی تهیه کردهاند.
شرکت اول اطلاعات خود را با اعداد و توضیحات دقیق، بدون جانبداری و با طبقهبندی مناسب ارائه کرده است.
شرکت دوم اعداد ناقص ارائه کرده، برخی هزینهها را پنهان کرده و اطلاعات را به شکلی مبهم نمایش داده است.
حتی اگر هر دو شرکت سود یکسانی گزارش کنند، کیفیت اطلاعات آنها یکسان نیست.
چارچوب مفهومی برای مفید بودن اطلاعات مالی، ویژگیهای کیفی مشخصی تعیین کرده است.
این ویژگیها دو گروه هستند:
-
ویژگیهای کیفی بنیادی
-
ویژگیهای کیفی بهبوددهنده
۲. ویژگیهای کیفی بنیادی
دو ویژگی بنیادی عبارتاند از:
۱. مربوط بودن
۲. بیان صادقانه
این دو ویژگی برای مفید بودن اطلاعات مالی ضروری هستند.
۲-۱. مربوط بودن
اطلاعات زمانی مربوط است که بتواند بر تصمیمات استفادهکنندگان اثر بگذارد.
به زبان ساده، اطلاعات باید برای تصمیمگیری اقتصادی ارزش داشته باشد.
برای مثال:
فرض کنید بانک میخواهد به شرکتی وام بدهد.
اطلاعات زیر احتمالاً برای بانک مربوط هستند:
-
میزان بدهیهای شرکت
-
جریان نقد عملیاتی
-
سودآوری
-
توان بازپرداخت تسهیلات
-
وثایق
-
سررسید بدهیها
اما اطلاعاتی که هیچ ارتباطی با ارزیابی توان بازپرداخت ندارند، ممکن است اهمیت کمتری داشته باشند.
اطلاعات مربوط باید دارای یکی از دو ویژگی زیر یا هر دو باشد:
الف) ارزش پیشبینیکنندگی
یعنی اطلاعات بتواند به استفادهکننده در پیشبینی نتایج آینده کمک کند.
مثال:
روند درآمد فروش شرکت در سه سال گذشته میتواند در پیشبینی درآمد سال آینده به کار رود.
توجه کنید که اطلاعات مالی لازم نیست خودش پیشبینی باشد؛ کافی است بتوان از آن برای پیشبینی استفاده کرد.
ب) ارزش تأییدکنندگی
یعنی اطلاعات بتواند پیشبینیها یا ارزیابیهای قبلی را تأیید یا اصلاح کند.
مثال:
مدیریت در ابتدای سال پیشبینی کرده است فروش شرکت به ۲۰ میلیارد تومان برسد.
در پایان سال، فروش واقعی ۱۷ میلیارد تومان شده است.
مقایسه فروش واقعی با پیشبینی قبلی به مدیریت و سرمایهگذاران کمک میکند کیفیت پیشبینیهای قبلی را ارزیابی کنند.
بنابراین:
-
ارزش پیشبینیکنندگی به آینده کمک میکند.
-
ارزش تأییدکنندگی به ارزیابی پیشبینیهای گذشته کمک میکند.
۲-۲. اهمیت یا بااهمیت بودن اطلاعات
اهمیت یکی از مفاهیم کلیدی در گزارشگری مالی است.
اطلاعات زمانی بااهمیت است که بتوان بهطور معقول انتظار داشت حذف، ارائه نادرست یا مبهم کردن آن بر تصمیمات استفادهکنندگان اصلی صورتهای مالی اثر بگذارد.
مثال اول:
یک شرکت بزرگ، اشتباهاً ۲۰۰ میلیون تومان هزینه را ثبت نکرده است.
اگر این مبلغ نسبت به حجم عملیات و سود شرکت بسیار ناچیز باشد، ممکن است بااهمیت نباشد.
مثال دوم:
شرکتی با سود خالص ۳۰۰ میلیون تومان، هزینهای به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان را ثبت نکرده است.
در این حالت، موضوع میتواند بهشدت بااهمیت باشد، زیرا سود گزارششده را به میزان قابل توجهی تغییر میدهد.
نکته بسیار مهم:
اهمیت فقط به مبلغ بستگی ندارد.
ماهیت موضوع نیز اهمیت دارد.
برای مثال، حتی یک مبلغ نسبتاً کوچک مربوط به پرداخت غیرقانونی، تخلف مدیریتی یا معامله با اشخاص وابسته ممکن است بااهمیت باشد.
پس اهمیت میتواند به دو عامل وابسته باشد:
-
اندازه مبلغ
-
ماهیت قلم یا رویداد
استاندارد برای تمام شرکتها یک آستانه عددی یکسان تعیین نمیکند.
۲-۳. بیان صادقانه
اطلاعات مالی باید واقعیت اقتصادی را همانگونه که هست نشان دهد.
برای مثال:
فرض کنید شرکت قراردادی منعقد کرده که از نظر حقوقی به شکل اجاره تنظیم شده است، اما محتوای اقتصادی آن انتقال حقوق استفاده از یک منبع اقتصادی و ایجاد تعهدات مشخصی است.
صرفاً نگاه کردن به عنوان قرارداد کافی نیست؛ باید محتوای حقوق و تعهدات اقتصادی آن نیز بررسی شود.
برای اینکه اطلاعات بیان صادقانهای داشته باشد، سه ویژگی ضروری است:
الف) کامل بودن
اطلاعات باید تمام موارد ضروری برای درک یک موضوع را در بر بگیرد.
مثال:
اگر شرکت مبلغ قابل توجهی بدهی دارد، صرفاً نمایش رقم بدهی کافی نیست. ماهیت بدهی، سررسیدها و اطلاعات لازم برای درک آن نیز باید ارائه شود.
ب) بیطرفی
اطلاعات نباید با هدف مثبت یا منفی نشان دادن عملکرد شرکت دستکاری شود.
مثال:
مدیریت نباید فقط درآمدهای مطلوب را برجسته کند و زیانها یا ریسکهای مهم را نادیده بگیرد.
پ) عاری از اشتباه بودن
فرایند تهیه و ارائه اطلاعات نباید دارای اشتباه در انتخاب و اجرای روش مناسب باشد.
توجه کنید که عاری از اشتباه بودن به معنی آن نیست که تمام ارقام برآوردی باید از هر جهت کاملاً دقیق باشند.
برای مثال، اگر ارزش یک دارایی بر اساس برآورد تعیین شود، ممکن است نتوان مبلغ دقیق آن را مستقیماً مشاهده کرد.
اما اگر:
-
روش مناسب انتخاب شده باشد؛
-
محاسبات درست انجام شده باشد؛
-
مفروضات بهدرستی به کار رفته باشند؛
-
برآورد بودن مبلغ بهروشنی افشا شده باشد؛
اطلاعات میتواند بیان صادقانهای داشته باشد.
۲-۴. احتیاط در حسابداری
احتیاط یعنی هنگام قضاوت در شرایط عدم اطمینان، مراقبت و دقت کافی داشته باشیم.
اما احتیاط به معنای بدبین بودن همیشگی نیست.
برای مثال، حسابدار نباید:
-
داراییها را بیشنمایی کند.
-
درآمدها را بیشنمایی کند.
-
بدهیها را کمنمایی کند.
-
هزینهها را کمنمایی کند.
از طرف دیگر، اجازه ندارد داراییها و درآمدها را عمداً کمنمایی یا بدهیها و هزینهها را بیشنمایی کند.
مثال:
اگر شرکت طلبی به مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان دارد و شواهد نشان میدهد بخشی از آن احتمالاً وصول نخواهد شد، حسابدار باید موضوع را با رعایت استاندارد مربوط بررسی کند.
اما نباید صرفاً برای محتاط بودن، تمام طلب را مشکوکالوصول فرض کند.
احتیاط به معنای ارائه منصفانه اطلاعات است، نه ایجاد ذخایر غیرواقعی.
نکته تخصصی: چارچوب مفهومی تأکید میکند که احتیاط بهخودیخود به معنای برخورد متفاوت همیشگی با دارایی و بدهی نیست. هرگونه تفاوت در الزامات شناخت باید بر مبنای دلایل مربوط بودن و بیان صادقانه توجیه شود.
۳. ویژگیهای کیفی بهبوددهنده
این ویژگیها مفید بودن اطلاعاتی را که از قبل مربوط و دارای بیان صادقانه هستند، افزایش میدهند.
چهار ویژگی بهبوددهنده عبارتاند از:
۱. قابل مقایسه بودن
۲. قابل اثبات بودن
۳. به موقع بودن
۴. قابل فهم بودن
۳-۱. قابل مقایسه بودن
اطلاعات مالی زمانی مفیدتر است که بتوان آن را با اطلاعات مشابه مقایسه کرد.
برای مثال:
فرض کنید سود خالص شرکت در سال اول ۱۰ میلیارد تومان و در سال دوم ۱۵ میلیارد تومان است.
این اطلاعات به استفادهکننده کمک میکند روند سودآوری شرکت را بررسی کند.
همچنین، مقایسه سودآوری دو شرکت فعال در یک صنعت میتواند در تصمیمگیری سرمایهگذار مفید باشد.
تفاوت ثبات رویه و قابلیت مقایسه
این دو مفهوم را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.
ثبات رویه یعنی یک شرکت برای اقلام مشابه در دورههای مختلف از روشهای یکسان استفاده کند.
قابلیت مقایسه یعنی اطلاعات به استفادهکننده امکان تشخیص شباهتها و تفاوتهای واقعی بین اقلام را بدهد.
ثبات رویه به قابلیت مقایسه کمک میکند، اما این دو یکسان نیستند.
مثال:
اگر دو شرکت از روشهای متفاوتی برای محاسبه بهای تمامشده موجودی کالا استفاده کنند، ممکن است مقایسه نتایج آنها دشوارتر شود.
۳-۲. قابل اثبات بودن
اطلاعات باید به شکلی باشد که اشخاص آگاه و مستقل بتوانند درباره درست بودن نحوه ارائه آن به اجماع برسند.
قابل اثبات بودن دو نوع دارد:
الف) اثبات مستقیم
یعنی مبلغ یا اطلاعات را مستقیماً مشاهده و بررسی کنیم.
مثال:
شمارش موجودی نقد صندوق و تطبیق آن با مبلغ ثبتشده در دفاتر.
ب) اثبات غیرمستقیم
یعنی دادههای ورودی یک محاسبه را بررسی کنیم و خروجی را مجدداً محاسبه کنیم.
مثال:
برای اثبات مبلغ موجودی کالا، مقادیر کالا، قیمت خرید و روش محاسبه بهای تمامشده را بررسی کرده و محاسبه را مجدداً انجام میدهیم.
نکته: اطلاعات آیندهنگر ممکن است بهسادگی قابل اثبات نباشد. در این موارد، افشای مفروضات و روشهای مورد استفاده اهمیت دارد.
۳-۳. به موقع بودن
اطلاعات باید زمانی به دست استفادهکننده برسد که بتواند بر تصمیم او اثر بگذارد.
مثال:
اگر گزارش مالی شرکت با تأخیر بسیار زیاد منتشر شود، ممکن است ارزش آن برای تصمیمگیری سرمایهگذار کاهش یابد.
البته برخی اطلاعات تاریخی نیز ممکن است حتی پس از گذشت زمان برای تحلیل روندها مفید باشند.
۳-۴. قابل فهم بودن
اطلاعات باید به شکلی طبقهبندی و ارائه شود که استفادهکننده بتواند آن را درک کند.
برای مثال:
ارائه تمام هزینههای شرکت در یک حساب کلی به نام هزینهها، ممکن است اطلاعات کافی برای تحلیل فراهم نکند.
تفکیک هزینههای حقوق، اجاره، استهلاک، مالی و اداری میتواند درک صورتهای مالی را بهبود دهد.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
نباید اطلاعات پیچیده و بااهمیت را صرفاً به این دلیل که فهم آنها دشوار است حذف کنیم.
وظیفه گزارشگری مالی این است که اطلاعات مربوط را به شکلی روشن و قابل فهم ارائه کند، نه اینکه واقعیتهای پیچیده را پنهان کند.
۴. محدودیت مخارج در گزارشگری مالی
تهیه اطلاعات مالی هزینه دارد.
برای مثال:
-
جمعآوری اسناد
-
استخدام نیروی متخصص
-
استفاده از نرمافزار
-
انجام حسابرسی
-
ارزشگذاری داراییها
-
تهیه گزارشهای تکمیلی
چارچوب مفهومی تأکید میکند که منافع ارائه اطلاعات باید با مخارج تهیه و استفاده از آن متناسب باشد.
یعنی باید بررسی شود که آیا اطلاعاتی که تهیه میکنیم، ارزش و فایده کافی برای توجیه هزینههای آن دارد یا خیر.
البته این موضوع مجوزی برای حذف اطلاعات الزامی استانداردها نیست.
جمعبندی فصل دوم:
برای اینکه اطلاعات مالی مفید باشد، ابتدا باید مربوط و صادقانه باشد. سپس قابلیت مقایسه، اثبات، بهموقع بودن و قابل فهم بودن، کیفیت آن را افزایش میدهد.
ادامه مقاله مرجع: چارچوب مفهومی گزارشگری مالی
بخش چهارم: فصل سوم؛ صورتهای مالی و واحد گزارشگر
۱. صورتهای مالی چه هدفی دارند؟
در فصل اول گفتیم گزارشگری مالی باید اطلاعات مفید برای تصمیمگیری اقتصادی فراهم کند.
در فصل سوم، چارچوب مفهومی توضیح میدهد که این اطلاعات چگونه در قالب صورتهای مالی ارائه میشوند.
هدف صورتهای مالی، ارائه اطلاعات درباره موارد زیر است:
-
داراییها
-
بدهیها
-
حقوق مالکانه
-
درآمدها
-
هزینهها
این اطلاعات به استفادهکنندگان کمک میکند جریانهای نقدی آتی شرکت و نحوه استفاده مدیریت از منابع اقتصادی را ارزیابی کنند.
۲. اطلاعات در کدام صورتهای مالی ارائه میشوند؟
چارچوب مفهومی سه مسیر اصلی برای ارائه اطلاعات مشخص میکند.
الف) صورت وضعیت مالی
اطلاعات مربوط به داراییها، بدهیها و حقوق مالکانه را نشان میدهد.
مثال:
| داراییها | مبلغ (میلیون تومان) |
|---|---|
| موجودی نقد | ۵۰۰ |
| حسابهای دریافتنی | ۱,۰۰۰ |
| موجودی کالا | ۱,۵۰۰ |
| دارایی ثابت | ۳,۰۰۰ |
| جمع داراییها | ۶,۰۰۰ |
| بدهیها و حقوق مالکانه | مبلغ (میلیون تومان) |
|---|---|
| حسابهای پرداختنی | ۱,۰۰۰ |
| تسهیلات بانکی | ۲,۰۰۰ |
| حقوق مالکانه | ۳,۰۰۰ |
| جمع | ۶,۰۰۰ |
ب) صورت یا صورتهای عملکرد مالی
اطلاعات درآمدها و هزینهها را نشان میدهد و به استفادهکننده کمک میکند عملکرد مالی شرکت را ارزیابی کند.
پ) سایر صورتها و یادداشتهای توضیحی
اطلاعات تکمیلی مانند موارد زیر در این بخش ارائه میشوند:
-
داراییها و بدهیهای شناساییشده و ریسکهای مرتبط با آنها
-
داراییها و بدهیهای شناسایینشده و ریسکهای آنها
-
جریانهای نقدی
-
آورده مالکان و توزیع منابع بین آنها
-
روشهای اندازهگیری
-
مفروضات و قضاوتهای مورد استفاده
-
تغییر در روشها و مفروضات
نکته مهم: صورتهای اصلی معمولاً تصویر خلاصهای از وضعیت شرکت ارائه میکنند؛ یادداشتهای توضیحی به درک جزئیات و ماهیت این ارقام کمک میکنند.
۳. دوره گزارشگری چیست؟
صورتهای مالی برای یک دوره زمانی مشخص تهیه میشوند.
برای مثال:
-
یکماهه
-
سهماهه
-
ششماهه
-
یکساله
در صورتهای مالی باید اطلاعات مربوط به دو گروه زمانی ارائه شود:
۱. وضعیت داراییها، بدهیها و حقوق مالکانه در تاریخ گزارشگری.
۲. درآمدها و هزینههای مربوط به دوره گزارشگری.
همچنین، برای کمک به تشخیص روندها و تغییرات، حداقل اطلاعات مقایسهای یک دوره گزارشگری قبل نیز ارائه میشود.
مثال:
فرض کنید صورت سود و زیان سال ۱۴۰۵ را تهیه میکنید.
برای مقایسه عملکرد، اطلاعات سال ۱۴۰۴ نیز باید در کنار اطلاعات سال ۱۴۰۵ ارائه شود.
۴. آیا رویدادهای بعد از پایان سال مالی اهمیت دارند؟
بله.
گاهی پس از پایان دوره گزارشگری، رویدادی اتفاق میافتد که برای درک بهتر اطلاعات مالی اهمیت دارد.
چارچوب مفهومی بیان میکند اطلاعات مربوط به معاملات و سایر رویدادهای پس از پایان دوره، در صورتی در صورتهای مالی درج میشود که برای دستیابی به هدف صورتهای مالی ضروری و مفید باشد.
برای مثال، اطلاعاتی درباره رویدادی که در اندازهگیری یک دارایی یا بدهی در پایان دوره مؤثر است، میتواند برای استفادهکنندگان مفید باشد.
البته نحوه برخورد با رویدادهای بعد از دوره گزارشگری باید با توجه به استاندارد حسابداری مربوط تعیین شود.
۵. صورتهای مالی از چه دیدگاهی تهیه میشوند؟
صورتهای مالی از دیدگاه خود واحد گزارشگر تهیه میشوند، نه از دیدگاه یک سهامدار یا گروه خاص از سرمایهگذاران.
برای مثال:
شرکتی دارای سهامداران متعدد است.
صورتهای مالی باید وضعیت اقتصادی کل واحد گزارشگر را نشان دهند، نه اینکه فقط منافع یکی از سهامداران را منعکس کنند.
۶. فرض تداوم فعالیت چیست؟
یکی از مفاهیم مهم در تهیه صورتهای مالی، فرض تداوم فعالیت است.
طبق این فرض، انتظار میرود شرکت فعالیت خود را در آینده قابل پیشبینی ادامه دهد و قصد یا ضرورت انحلال یا توقف عملیات نداشته باشد.
مثال:
شرکتی یک دستگاه تولیدی را به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان خریداری کرده است.
اگر شرکت فرض کند فعالیتش ادامه خواهد داشت، دارایی را با توجه به نحوه استفاده طی عمر مفید آن حسابداری میکند.
اما اگر شرکت قصد انحلال داشته باشد یا ادامه فعالیت آن ضروری و ممکن نباشد، ممکن است تهیه صورتهای مالی بر مبنای متفاوتی لازم شود.
در چنین شرایطی، مبنای مورد استفاده باید در صورتهای مالی توضیح داده شود.
نکته آموزشی: تداوم فعالیت به معنی تضمین بقای شرکت نیست؛ بلکه فرضی است که مبنای معمول تهیه صورتهای مالی را تشکیل میدهد.
۷. واحد گزارشگر چیست؟
واحد گزارشگر، واحدی است که ملزم است یا تصمیم گرفته است صورتهای مالی تهیه کند.
واحد گزارشگر لزوماً یک شخصیت حقوقی مستقل نیست.
ممکن است شامل موارد زیر باشد:
-
یک شرکت مستقل
-
بخشی از یک شرکت
-
یک شرکت به همراه شرکتهای فرعی آن
-
مجموعهای از چند واحد تجاری
این مفهوم در حسابداری گروه شرکتها اهمیت زیادی دارد.
۸. صورتهای مالی تلفیقی و غیرتلفیقی
صورتهای مالی تلفیقی
فرض کنید شرکت مادر، مالک و کنترلکننده دو شرکت فرعی است.
در صورتهای مالی تلفیقی، اطلاعات مالی شرکت مادر و شرکتهای فرعی در قالب یک واحد گزارشگر واحد ارائه میشود.
هدف این است که استفادهکننده بتواند وضعیت مالی و عملکرد اقتصادی کل گروه را ارزیابی کند.
صورتهای مالی غیرتلفیقی
در این صورتها، اطلاعات مربوط به خود شرکت اصلی ارائه میشود، نه مجموعه شرکت اصلی و شرکتهای فرعی آن.
مثال:
شرکت الف، مالک شرکت ب و شرکت ج است.
| نوع گزارش | محدوده اطلاعات |
|---|---|
| صورت مالی شرکت الف | فقط شرکت اصلی |
| صورت مالی تلفیقی | شرکت الف، ب و ج در قالب یک واحد گزارشگر |
نکته مهم این است که صورتهای مالی غیرتلفیقی معمولاً جایگزین صورتهای مالی تلفیقی نمیشوند، اگر تهیه صورتهای مالی تلفیقی الزامی باشد.
۹. صورتهای مالی ترکیبی
اگر واحد گزارشگر از دو یا چند واحد تجاری تشکیل شده باشد که از طریق رابطه اصلی و فرعی به یکدیگر مرتبط نشدهاند، صورتهای مالی آن میتواند صورتهای مالی ترکیبی باشد.
این مفهوم با صورتهای مالی تلفیقی تفاوت دارد.
بخش پنجم: فصل چهارم؛ عناصر صورتهای مالی
این فصل از مهمترین قسمتهای چارچوب مفهومی است؛ زیرا مشخص میکند چه اقلامی اساساً در حسابداری و صورتهای مالی وجود دارند.
چارچوب مفهومی پنج عنصر اصلی را معرفی میکند:
۱. دارایی
۲. بدهی
۳. حقوق مالکانه
۴. درآمد
۵. هزینه
سه عنصر اول به وضعیت مالی شرکت مربوط هستند و دو عنصر آخر عملکرد مالی را نشان میدهند.
۱. تعریف دارایی
طبق چارچوب مفهومی:
دارایی، یک منبع اقتصادی فعلی است که در نتیجه رویدادهای گذشته توسط واحد تجاری کنترل میشود.
منبع اقتصادی نیز حقی است که قابلیت تولید منافع اقتصادی دارد.
برای فهم این تعریف، باید سه مفهوم را بررسی کنیم:
-
حق
-
قابلیت تولید منافع اقتصادی
-
کنترل
۱-۱. حق چیست؟
حق یعنی شرکت به واسطه قرارداد، قانون، مالکیت یا شرایط اقتصادی، از امتیاز یا منفعتی برخوردار باشد.
این حق میتواند اشکال مختلفی داشته باشد.
مثلاً:
-
حق دریافت وجه نقد از مشتری
-
حق دریافت کالا یا خدمات
-
حق استفاده از یک ملک
-
حق استفاده از ماشینآلات
-
حق بهرهبرداری از دارایی فکری
-
حق استفاده از اختراع ثبتشده
بنابراین، دارایی الزاماً یک شیء فیزیکی نیست.
برای مثال، حق دریافت وجه از مشتری یک دارایی است، حتی اگر شرکت هنوز پولی دریافت نکرده باشد.
۱-۲. آیا هر حقی دارایی محسوب میشود؟
خیر.
برای اینکه یک حق به عنوان دارایی شرکت شناخته شود، باید بتواند منافع اقتصادی برای شرکت ایجاد کند و تحت کنترل شرکت باشد.
برای مثال:
حق عمومی عبور از یک جاده معمولاً دارایی یک شرکت محسوب نمیشود؛ زیرا این حق برای عموم اشخاص در دسترس است و امتیاز اقتصادی اختصاصی تحت کنترل شرکت ایجاد نمیکند.
۱-۳. قابلیت تولید منافع اقتصادی
این مفهوم یعنی حق مورد نظر توانایی ایجاد منافع اقتصادی داشته باشد.
این منافع میتوانند از راههای مختلف ایجاد شوند:
-
دریافت وجه نقد
-
فروش کالا یا خدمات
-
کاهش مخارج
-
استفاده در تولید
-
اجاره دادن
-
واگذاری حق به دیگران
-
مبادله با سایر منابع اقتصادی
نکته مهم این است که لازم نیست حتماً ورود وجه نقد قطعی باشد.
کافی است حق مورد نظر قابلیت تولید منافع اقتصادی داشته باشد.
۱-۴. کنترل چیست؟
کنترل یعنی شرکت توانایی هدایت استفاده از منبع اقتصادی و دستیابی به منافع ناشی از آن را داشته باشد.
همچنین بتواند دیگران را از دسترسی به منافع آن منبع محروم کند.
مثال اول: ماشینآلات
شرکت یک دستگاه تولیدی خریداری کرده است.
شرکت میتواند:
-
از آن برای تولید استفاده کند.
-
نحوه استفاده از آن را تعیین کند.
-
منافع حاصل از تولید را دریافت کند.
-
از استفاده غیرمجاز دیگران جلوگیری کند.
بنابراین، شرکت کنترل منبع اقتصادی را در اختیار دارد.
مثال دوم: کالای امانی
فرض کنید کالایی در انبار شرکت نگهداری میشود، اما مالکیت و کنترل اقتصادی آن متعلق به شخص دیگری است.
صرف نگهداری فیزیکی کالا به این معنا نیست که آن کالا دارایی شرکت باشد.
نتیجه مهم:
مالکیت قانونی، تصرف فیزیکی و کنترل اقتصادی همیشه یکسان نیستند. در تحلیل دارایی باید ماهیت حق و کنترل بررسی شود.
۱-۵. آیا برای شناسایی دارایی باید حتماً احتمال ورود وجه نقد بالا باشد؟
خیر.
چارچوب مفهومی تأکید میکند که وجود قابلیت تولید منافع اقتصادی با احتمال تحقق جریان نقدی یکسان نیست.
ممکن است حقی وجود داشته باشد، اما احتمال تحقق منافع اقتصادی آن پایین باشد.
این موضوع در مرحله شناخت و ارائه اطلاعات بررسی میشود.
بنابراین، نباید تعریف دارایی را با معیارهای شناخت اشتباه بگیریم.
۲. تعریف بدهی
طبق چارچوب مفهومی:
بدهی، تعهد فعلی واحد تجاری برای انتقال یک منبع اقتصادی در نتیجه رویدادهای گذشته است.
برای درک این تعریف، سه مفهوم باید بررسی شود:
۱. تعهد
۲. انتقال یک منبع اقتصادی
۳. تعهد فعلی ناشی از رویداد گذشته
۲-۱. تعهد چیست؟
تعهد یعنی شرکت در موقعیتی قرار گرفته باشد که وظیفه یا مسئولیتی برای انجام کاری داشته باشد و نتواند بهصورت عملی از آن اجتناب کند.
تعهد ممکن است:
-
قراردادی باشد.
-
قانونی باشد.
-
ناشی از رویههای تجاری باشد.
-
ناشی از سیاستهای اعلامشده شرکت باشد.
-
ناشی از اقدام مشخص شرکت و ایجاد انتظار معتبر در دیگران باشد.
مثال:
شرکت کالایی را از تأمینکننده خریداری کرده و طبق قرارداد باید ۳۰ روز بعد وجه آن را پرداخت کند.
در اینجا شرکت تعهد پرداخت وجه دارد.
۲-۲. انتقال منبع اقتصادی یعنی چه؟
یعنی شرکت باید چیزی با ارزش اقتصادی را به طرف مقابل منتقل کند.
برای مثال:
-
پرداخت وجه نقد
-
تحویل کالا
-
ارائه خدمات
-
انتقال دارایی دیگر
-
انجام تعهدی که به انتقال منافع اقتصادی منجر میشود
بنابراین، بدهی الزاماً به معنای پرداخت پول نیست.
۲-۳. تعهد فعلی در نتیجه رویدادهای گذشته
بدهی باید ناشی از اتفاقی باشد که قبلاً رخ داده است.
مثال:
شرکت در اسفندماه از خدمات پیمانکار استفاده کرده، اما مبلغ قرارداد را هنوز پرداخت نکرده است.
چون خدمت دریافت شده و تعهد پرداخت ایجاد شده است، بدهی مربوط به شرکت وجود دارد.
اما اگر شرکت فقط قصد داشته باشد سال آینده یک دستگاه جدید خریداری کند و هنوز هیچ قرارداد یا رویدادی که تعهد فعلی ایجاد کند اتفاق نیفتاده باشد، صرف تصمیم به خرید، بدهی ایجاد نمیکند.
۲-۴. آیا برای ایجاد بدهی حتماً باید قرارداد کتبی وجود داشته باشد؟
خیر.
گاهی تعهد از طریق قوانین، رویههای تجاری یا اقدامات شرکت ایجاد میشود.
برای مثال، اگر شرکت در عمل و از طریق رویهای مشخص، تعهدی معتبر در برابر مشتریان ایجاد کرده باشد، باید ماهیت آن تعهد بررسی شود.
البته صرف نیت داخلی مدیریت برای پرداخت یک مبلغ، بهتنهایی بدهی ایجاد نمیکند.
۲-۵. چه زمانی شرکت نمیتواند از یک تعهد اجتناب کند؟
چارچوب مفهومی مفهوم تعهد را صرفاً به الزام قانونی محدود نمیکند.
باید بررسی شود آیا شرکت در شرایط موجود، امکان عملی اجتناب از انتقال منبع اقتصادی را دارد یا خیر.
برای مثال، اگر شرکت در برابر مشتری تعهدی ایجاد کرده باشد که با توجه به قرارداد و شرایط اقتصادی، عملاً امکان کنار گذاشتن آن وجود ندارد، باید ماهیت تعهد بررسی شود.
۳. تفاوت دارایی و بدهی
| موضوع | دارایی | بدهی |
|---|---|---|
| ماهیت | حق اقتصادی | تعهد اقتصادی |
| اثر مورد انتظار | امکان کسب منفعت | الزام به انتقال منبع |
| مثال | حساب دریافتنی | حساب پرداختنی |
| ارتباط با آینده | منافع اقتصادی بالقوه | انتقال منابع اقتصادی |
مثال ساده:
شرکت ۲۰۰ میلیون تومان از مشتری طلب دارد.
این مبلغ برای شرکت یک حق دریافت وجه و در نتیجه یک دارایی است.
از طرف دیگر، شرکت ۱۰۰ میلیون تومان به تأمینکننده بدهکار است.
این مبلغ برای شرکت یک تعهد به انتقال وجه و در نتیجه یک بدهی است.
۴. واحد حساب چیست؟
یکی از موضوعات مهم فصل چهارم، واحد حساب است.
واحد حساب یعنی قلم یا مجموعهای از حقوق و تعهدات که برای مقاصد حسابداری بهعنوان یک واحد مشخص در نظر گرفته میشود.
برای مثال، یک ساختمان ممکن است از نظر حقوقی شامل چندین حق باشد:
-
حق استفاده از ساختمان
-
حق فروش
-
حق اجاره دادن
-
حق وثیقه گذاشتن
اما برای مقاصد حسابداری ممکن است این حقوق در قالب یک دارایی واحد در نظر گرفته شوند.
گاهی نیز لازم است یک دارایی یا بدهی به اجزای جداگانه تقسیم شود.
انتخاب واحد حساب باید به شکلی انجام شود که اطلاعات مفیدتری برای استفادهکنندگان فراهم کند.
۵. قراردادهای اجرانشده
قرارداد اجرانشده قراردادی است که در آن هیچیک از طرفین هنوز تعهدات خود را بهطور کامل انجام ندادهاند یا هر دو طرف تعهداتی دارند که بهطور همزمان و متوازن اجرا نشده است.
مثال:
شرکت قراردادی برای خرید یک دستگاه به مبلغ ۲ میلیارد تومان منعقد کرده است.
طبق قرارداد:
-
فروشنده باید دستگاه را تحویل دهد.
-
خریدار باید مبلغ قرارداد را پرداخت کند.
اگر هیچیک از طرفین هنوز تعهد خود را انجام نداده باشند، حقوق و تعهدات قراردادی معمولاً به یکدیگر وابسته هستند.
در این حالت، صرف انعقاد قرارداد لزوماً به معنای شناسایی جداگانه یک دارایی و یک بدهی ناخالص نیست.
اما اگر شرایط قرارداد تغییر کند و قرارداد زیانبار شود یا یکی از طرفین تعهدات خود را اجرا کند، باید موضوع طبق استاندارد مربوط و چارچوب مفهومی بررسی شود.
۶. محتوای اقتصادی در مقابل شکل حقوقی قرارداد
این موضوع از مفاهیم مهم چارچوب مفهومی است.
گاهی شکل حقوقی یک معامله با محتوای اقتصادی آن متفاوت است.
برای گزارشگری مالی باید به ماهیت حقوق و تعهدات اقتصادی توجه کرد، نه صرفاً نام یا عنوان قرارداد.
مثال:
ممکن است قراردادی از نظر عنوان، فروش یا اجاره نامیده شود؛ اما حقوق و تعهداتی که واقعاً برای طرفین ایجاد میکند، با برداشت اولیه از عنوان قرارداد متفاوت باشد.
بنابراین، حسابدار باید شرایط واقعی قرارداد را بررسی کند.
البته نحوه ثبت و اندازهگیری چنین قراردادهایی باید مطابق استاندارد خاص مربوط انجام شود.
۷. تعریف حقوق مالکانه
طبق چارچوب مفهومی:
حقوق مالکانه، منفعت باقیمانده در داراییهای واحد تجاری پس از کسر تمام بدهیهای آن است.
فرمول:
حقوق مالکانه = داراییها - بدهیها
مثال:
داراییهای شرکت: ۲۰ میلیارد تومان
بدهیهای شرکت: ۱۲ میلیارد تومان
حقوق مالکانه: ۸ میلیارد تومان
حقوق مالکانه همان بخشی از منابع اقتصادی است که پس از کسر تمام بدهیها برای دارندگان ادعاهای مالکانه باقی میماند.
نکته مهم اینکه حقوق مالکانه لزوماً فقط از سرمایه اولیه سهامداران تشکیل نشده است.
ممکن است شامل موارد زیر باشد:
-
سرمایه
-
اندوختهها
-
سود انباشته
-
سایر اجزای حقوق مالکانه
۸. تعریف درآمد
طبق چارچوب مفهومی:
درآمد عبارت است از افزایش در داراییها یا کاهش در بدهیها که منجر به افزایش حقوق مالکانه میشود، بهجز آورده دارندگان ادعاهای مالکانه.
این تعریف را با مثال بررسی کنیم.
مثال اول: فروش کالا
شرکت کالایی به مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان بهصورت نقدی میفروشد.
نتیجه:
-
دارایی نقد افزایش مییابد.
-
درآمد ایجاد میشود.
-
حقوق مالکانه افزایش مییابد.
مثال دوم: ارائه خدمات
شرکت خدماتی به مشتری ارائه کرده و بابت آن ۱۰۰ میلیون تومان طلبکار شده است.
نتیجه:
-
حساب دریافتنی افزایش مییابد.
-
درآمد شناسایی میشود.
-
حقوق مالکانه افزایش مییابد.
مثال سوم: بخشودگی بدهی
فرض کنید طلبکار، بخشی از بدهی شرکت را بهطور قطعی ببخشد.
در صورت احراز شرایط شناسایی، کاهش بدهی میتواند به افزایش درآمد و حقوق مالکانه منجر شود.
مثال چهارم: افزایش سرمایه
سهامداران ۲ میلیارد تومان وجه نقد به شرکت پرداخت میکنند.
با وجود افزایش دارایی و حقوق مالکانه، این مبلغ درآمد نیست؛ زیرا آورده مالکان محسوب میشود.
۹. تعریف هزینه
طبق چارچوب مفهومی:
هزینه عبارت است از کاهش در داراییها یا افزایش در بدهیها که منجر به کاهش حقوق مالکانه میشود، بهجز توزیع منابع بین دارندگان ادعاهای مالکانه.
مثالهای کاربردی:
مثال اول: هزینه حقوق
شرکت بابت خدمات کارکنان، حقوق پرداخت میکند.
دارایی نقد کاهش یافته و هزینه حقوق ایجاد شده است.
مثال دوم: هزینه استهلاک
شرکت از ماشینآلات خود برای تولید استفاده میکند.
مصرف منافع اقتصادی دارایی در طول زمان، با توجه به استاندارد مربوط، به شناسایی هزینه استهلاک منجر میشود.
مثال سوم: افزایش بدهی
شرکت خدماتی دریافت کرده اما هنوز هزینه آن را پرداخت نکرده است.
بدهی افزایش مییابد و هزینه مربوط شناسایی میشود.
مثال چهارم: تقسیم سود
شرکت مبلغی به سهامداران بهعنوان سود سهام پرداخت میکند.
این پرداخت هزینه نیست؛ بلکه توزیع منابع بین مالکان است.
۱۰. تفاوت درآمد با آورده مالکان و هزینه با توزیع منابع به مالکان
این تفاوت برای حسابداران بسیار مهم است.
| رویداد | طبقهبندی |
|---|---|
| فروش کالا | درآمد |
| ارائه خدمات | درآمد |
| دریافت سرمایه جدید | آورده مالک، نه درآمد |
| دریافت وام | ایجاد بدهی، نه درآمد |
| پرداخت حقوق | هزینه |
| استهلاک | هزینه |
| تقسیم سود بین سهامداران | توزیع منابع، نه هزینه |
| بازپرداخت اصل وام | کاهش بدهی، نه هزینه |
جمعبندی فصل چهارم:
قبل از ثبت هر رویداد باید مشخص کنیم آیا با دارایی، بدهی، حقوق مالکانه، درآمد یا هزینه مواجه هستیم.
اگر حسابدار تعریف این پنج عنصر را بهدرستی درک کند، بخش بزرگی از منطق حسابداری را فراگرفته است.
بخش ششم: فصل پنجم؛ شناخت و قطع شناخت
این فصل پاسخ یک سؤال بسیار مهم را میدهد:
آیا هر چیزی که تعریف دارایی یا بدهی را احراز کند، باید در صورتهای مالی ثبت شود؟
پاسخ خیر است.
باید بین دو مفهوم تفاوت قائل شویم:
-
تعریف یک عنصر
-
شناخت یک عنصر
تعریف مشخص میکند یک قلم از نظر مفهومی دارایی یا بدهی هست یا خیر.
شناخت مشخص میکند آیا آن قلم باید در صورتهای مالی ثبت و ارائه شود یا خیر.
۱. شناخت چیست؟
شناخت یعنی وارد کردن یک قلم در صورتهای مالی و نمایش آن در یکی از اقلام اصلی یا اجزای صورتهای مالی.
برای مثال:
اگر شرکت یک ماشینآلات را بهعنوان دارایی شناسایی کند، مبلغ آن در صورت وضعیت مالی منعکس میشود و آثار مالی مرتبط نیز در صورتهای مربوط نشان داده میشود.
۲. معیارهای شناخت
طبق چارچوب مفهومی، برای شناخت یک قلم باید بررسی شود که آیا اطلاعات حاصل از شناخت آن مفید است یا خیر.
دو معیار بنیادی عبارتاند از:
۱. مربوط بودن اطلاعات
۲. بیان صادقانه
همچنین باید محدودیت مخارج تهیه و استفاده از اطلاعات نیز مورد توجه قرار گیرد.
۲-۱. مربوط بودن در شناخت
ممکن است یک قلم تعریف دارایی یا بدهی را داشته باشد، اما شناخت آن لزوماً اطلاعات مفیدی ارائه نکند.
این وضعیت ممکن است در شرایط زیر رخ دهد:
-
وجود دارایی یا بدهی نامطمئن باشد.
-
احتمال جریان ورود یا خروج منافع اقتصادی کم باشد.
-
مبلغ مورد اندازهگیری بهشدت نامطمئن باشد.
مثال:
فرض کنید شرکت درباره وجود یک حق دریافت وجه از شخص دیگری درگیر اختلاف حقوقی است.
اگر هنوز مشخص نباشد اساساً چنین حقی برای شرکت وجود دارد یا خیر، شناسایی فوری یک مبلغ قطعی ممکن است اطلاعات گمراهکنندهای ارائه کند.
در چنین شرایطی، باید موضوع از نظر مربوط بودن و بیان صادقانه بررسی شود.
۲-۲. بیان صادقانه در شناخت
شناخت یک قلم باید تصویری صادقانه از دارایی یا بدهی و آثار مالی مرتبط با آن ارائه کند.
گاهی برآورد مبلغ یک قلم با عدم اطمینان همراه است.
این موضوع بهتنهایی مانع شناخت نیست.
اما اگر عدم اطمینان آنقدر زیاد باشد که اطلاعات حاصل نتواند تصویر قابل اتکایی ارائه کند، ممکن است انتخاب روش دیگر یا ارائه اطلاعات در یادداشتهای توضیحی مناسبتر باشد.
۲-۳. محدودیت مخارج
شناخت و اندازهگیری یک قلم هزینه دارد.
باید بررسی شود که آیا منافع اطلاعات حاصل برای استفادهکنندگان، مخارج تهیه و استفاده از آن را توجیه میکند یا خیر.
البته این قضاوت باید در چارچوب الزامات استانداردهای مربوط انجام شود.
۳. اگر یک قلم شناسایی نشود، آیا باید آن را پنهان کنیم؟
خیر.
یکی از نکات مهم فصل پنجم این است که شناسایی نکردن یک دارایی یا بدهی به معنی بیاهمیت بودن کامل اطلاعات آن نیست.
ممکن است لازم باشد اطلاعات مربوط به آن در یادداشتهای توضیحی ارائه شود.
مثال:
فرض کنید شرکت با یک دعوای حقوقی مهم مواجه است.
حتی اگر شرایط شناخت یک بدهی در صورت وضعیت مالی احراز نشود، ممکن است اطلاعات مربوط به ماهیت موضوع، مبلغ احتمالی و عدم اطمینان آن برای استفادهکنندگان اهمیت داشته باشد و افشای آن ضرورت یابد.
البته نحوه شناسایی و افشای چنین مواردی باید با استاندارد خاص مربوط تطبیق داده شود.
۴. تفاوت عدم اطمینان وجود، نتیجه و اندازهگیری
این سه مفهوم را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.
الف) عدم اطمینان وجود
یعنی نمیدانیم اساساً دارایی یا بدهی وجود دارد یا خیر.
مثال: اختلاف حقوقی درباره اینکه شرکت واقعاً حقی برای دریافت وجه دارد یا ندارد.
ب) عدم اطمینان نتیجه
یعنی دارایی یا بدهی وجود دارد، اما مبلغ یا زمانبندی جریانهای نقدی ناشی از آن نامطمئن است.
مثال: شرکت طلبی دارد، اما مشخص نیست مشتری چه زمانی و چه مقدار از آن را پرداخت خواهد کرد.
پ) عدم اطمینان اندازهگیری
یعنی برای تعیین مبلغ پولی قلم، به دلیل نبود اطلاعات مستقیم، باید از برآورد استفاده کنیم.
مثال: ارزشگذاری یک دارایی که قیمت مستقیم و قابل مشاهدهای در بازار ندارد.
ممکن است این سه نوع عدم اطمینان با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اما یکسان نیستند.
۵. قطع شناخت چیست؟
قطع شناخت یعنی حذف تمام یا بخشی از دارایی یا بدهی شناساییشده از صورت وضعیت مالی.
این اتفاق زمانی رخ میدهد که قلم مورد نظر دیگر شرایط لازم برای باقی ماندن در صورت وضعیت مالی را نداشته باشد.
مثال اول: فروش کالا
شرکت کالایی را فروخته و کنترل آن را به مشتری منتقل کرده است.
دارایی موجودی کالا باید از دفاتر خارج شود و آثار مربوط به فروش و بهای تمامشده طبق استاندارد مربوط شناسایی شود.
مثال دوم: وصول طلب
شرکت مبلغ طلب خود را از مشتری دریافت میکند.
حساب دریافتنی حذف میشود و وجه نقد افزایش مییابد.
مثال سوم: تسویه بدهی
شرکت بدهی خود را پرداخت میکند.
بدهی از صورت وضعیت مالی حذف میشود و وجه نقد کاهش مییابد.
۶. نکته مهم درباره قطع شناخت
قطع شناخت همیشه به معنی دریافت یا پرداخت وجه نقد نیست.
ممکن است یک دارایی به شخص دیگری منتقل شود، یا یک تعهد از طریق روش دیگری تسویه یا ساقط شود.
همچنین اگر شرکت بخشی از حقوق خود نسبت به یک دارایی را منتقل کند، باید بررسی شود که آیا قطع شناخت کامل یا جزئی مناسب است.
جمعبندی فصل پنجم:
شناخت و قطع شناخت دو مرحله اساسی در تهیه صورتهای مالی هستند.
حسابدار باید ابتدا وجود و ماهیت قلم را بررسی کند، سپس مربوط بودن و بیان صادقانه اطلاعات حاصل از شناخت را ارزیابی کند و در نهایت تصمیم بگیرد چه زمانی قلم باید از صورتهای مالی خارج شود.
بخش هفتم: فصل ششم؛ اندازهگیری
یکی از مهمترین پرسشهای حسابداری این است:
وقتی تشخیص دادیم یک قلم دارایی یا بدهی است و باید آن را شناسایی کنیم، با چه مبلغی باید آن را در صورتهای مالی نشان دهیم؟
پاسخ این سؤال در مفهوم اندازهگیری قرار دارد.
۱. اندازهگیری چیست؟
اندازهگیری یعنی تعیین مبلغ پولی یک دارایی، بدهی، درآمد یا هزینه.
برای مثال:
شرکت یک دستگاه ماشینآلات خریداری کرده است.
باید مشخص کنیم چه مبلغی بهعنوان ارزش اولیه آن در حسابها ثبت شود و در دورههای بعد چگونه مبلغ دفتری آن بهروز شود.
چارچوب مفهومی دو گروه اصلی مبانی اندازهگیری را معرفی میکند:
۱. بهای تمامشده تاریخی
۲. ارزش جاری
۲. بهای تمامشده تاریخی
بهای تمامشده تاریخی یعنی مبلغی که در زمان تحصیل یا ایجاد یک دارایی، یا در زمان تحمل و تقبل یک بدهی، بر اساس اطلاعات معامله تعیین شده است.
مثال:
شرکت یک دستگاه تولیدی به مبلغ ۲ میلیارد تومان خریداری میکند.
اگر ۱۰۰ میلیون تومان نیز مخارج معامله مرتبط با تحصیل دارایی باشد، بهای تمامشده تاریخی طبق شرایط مربوط میتواند ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان باشد.
این مبلغ مبنای اولیه اندازهگیری دارایی خواهد بود.
بهای تمامشده تاریخی در دورههای بعد ممکن است به دلایل زیر تغییر کند:
-
مصرف منافع اقتصادی دارایی
-
استهلاک
-
کاهش ارزش
-
وصول بخشی از مبلغ دارایی
-
تعلق گرفتن بهره در موارد مربوط
در مورد بدهی نیز مبلغ دفتری میتواند به دلیل پرداخت، ایفای تعهد، تعلق بهره یا زیانبار شدن بدهی تغییر کند.
مزایای بهای تمامشده تاریخی
-
مبتنی بر اطلاعات معامله واقعی است.
-
معمولاً قابل اثباتتر است.
-
در بسیاری از موارد سادهتر است.
-
هزینه تهیه اطلاعات آن معمولاً کمتر است.
-
برای تحلیل بهای مصرفشده و حاشیه سود کاربرد دارد.
محدودیتهای بهای تمامشده تاریخی
-
ممکن است ارزش روز دارایی را نشان ندهد.
-
در شرایط تورمی ممکن است فاصله زیادی با ارزش جاری داشته باشد.
-
تغییرات بازار را بهموقع منعکس نمیکند.
-
داراییهای مشابه ممکن است به دلیل زمان خرید متفاوت، با مبالغ متفاوت گزارش شوند.
۳. ارزش جاری
ارزش جاری مبالغی را منعکس میکند که شرایط اقتصادی تاریخ اندازهگیری را نشان میدهند.
برخلاف بهای تمامشده تاریخی، ارزش جاری بر اساس شرایط کنونی بهروز میشود.
چارچوب مفهومی سه مبنای مهم ارزش جاری را معرفی میکند:
۱. ارزش منصفانه
۲. ارزش بکارگیری و ارزش ایفا
۳. بهای جاری
۳-۱. ارزش منصفانه
ارزش منصفانه قیمتی است که برای فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در یک معامله نظاممند بین فعالان بازار، در تاریخ اندازهگیری قابل دریافت یا قابل پرداخت است.
به زبان ساده:
ارزش منصفانه میگوید بازار در تاریخ اندازهگیری چه قیمتی را برای دارایی یا بدهی مورد نظر در نظر میگیرد.
مثال:
شرکت یک زمین را چند سال قبل به مبلغ ۵ میلیارد تومان خریداری کرده است.
اکنون قیمت آن زمین در بازار به ۱۲ میلیارد تومان رسیده است.
اگر مبنای اندازهگیری مربوط ارزش منصفانه باشد، مبلغ آن بر اساس شرایط بازار و الزامات استاندارد مربوط تعیین میشود، نه صرفاً مبلغ خرید اولیه.
نکته مهم این است که ارزش منصفانه بر اساس دیدگاه فعالان بازار تعیین میشود، نه صرفاً دیدگاه مدیریت شرکت.
۳-۲. ارزش بکارگیری
ارزش بکارگیری یعنی ارزش فعلی جریانهای نقدی یا سایر منافع اقتصادی که شرکت انتظار دارد از استفاده از یک دارایی و واگذاری نهایی آن به دست آورد.
مثال:
شرکت یک دستگاه تولیدی دارد.
انتظار دارد این دستگاه در سالهای آینده از طریق تولید و فروش کالا، جریانهای نقدی ایجاد کند.
برای تعیین ارزش بکارگیری باید جریانهای نقدی آتی برآورد و با در نظر گرفتن ارزش زمانی پول به ارزش فعلی تبدیل شوند.
این ارزش بر اساس مفروضات مختص خود شرکت تعیین میشود.
۳-۳. ارزش ایفا
ارزش ایفا یعنی ارزش فعلی وجه نقد یا سایر منابع اقتصادی که شرکت انتظار دارد هنگام ایفای یک بدهی منتقل کند.
مثال:
شرکت تعهدی دارد که باید در آینده آن را از طریق پرداخت وجه یا ارائه منابع اقتصادی ایفا کند.
ارزش ایفا به بررسی مبلغ و زمانبندی منابعی میپردازد که برای انجام آن تعهد مورد نیاز خواهد بود.
تفاوت مهم:
-
ارزش بکارگیری برای دارایی است.
-
ارزش ایفا برای بدهی است.
۳-۴. بهای جاری
بهای جاری یعنی بهای تحصیل یک دارایی همسان یا تحمل یک بدهی همسان در تاریخ اندازهگیری.
به زبان ساده، اگر شرکت بخواهد امروز همان دارایی را تهیه کند، چه مبلغی باید بپردازد؟
مثال:
شرکت سه سال قبل یک دستگاه تولیدی را به مبلغ ۲ میلیارد تومان خریداری کرده است.
اکنون دستگاهی مشابه با شرایط و عمر مفید متناسب، ۳ میلیارد تومان قیمت دارد.
بهای جاری با توجه به شرایط دارایی و مخارج معامله در تاریخ اندازهگیری تعیین میشود.
تفاوت بهای جاری و ارزش منصفانه:
-
بهای جاری یک ارزش ورودی است؛ یعنی مبلغی که برای تحصیل دارایی همسان پرداخت میشود.
-
ارزش منصفانه یک ارزش خروجی است؛ یعنی مبلغی که در فروش دارایی یا انتقال بدهی در بازار دریافت یا پرداخت میشود.
۴. مقایسه مبانی اندازهگیری
| مبنای اندازهگیری | مفهوم ساده | دیدگاه اصلی |
|---|---|---|
| بهای تاریخی | مبلغ معامله در زمان وقوع | گذشته |
| ارزش منصفانه | قیمت بازار در تاریخ اندازهگیری | فعالان بازار |
| ارزش بکارگیری | ارزش فعلی منافع حاصل از استفاده از دارایی | واحد تجاری |
| ارزش ایفا | ارزش فعلی منابع لازم برای انجام تعهد | واحد تجاری |
| بهای جاری | هزینه تحصیل دارایی همسان در حال حاضر | شرایط کنونی بازار |
۵. هنگام انتخاب مبنای اندازهگیری به چه عواملی توجه میکنیم؟
چارچوب مفهومی میگوید انتخاب مبنای اندازهگیری باید با توجه به ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی انجام شود.
مهمترین عوامل عبارتاند از:
الف) مربوط بودن
آیا این مبنا اطلاعاتی فراهم میکند که برای تصمیمگیری استفادهکننده مفید باشد؟
ب) بیان صادقانه
آیا مبلغ حاصل، وضعیت اقتصادی دارایی یا بدهی را بهدرستی نشان میدهد؟
پ) قابل مقایسه بودن
آیا اطلاعات حاصل امکان مقایسه با دورههای دیگر یا شرکتهای مشابه را فراهم میکند؟
ت) قابل اثبات بودن
آیا میتوان مبلغ را از طریق مشاهده مستقیم یا بررسی محاسبات و دادههای ورودی اثبات کرد؟
ث) محدودیت مخارج
آیا منافع حاصل از اندازهگیری، هزینه و پیچیدگی آن را توجیه میکند؟
۶. ارتباط ماهیت دارایی با مبنای اندازهگیری
این بخش برای حسابداران و تحلیلگران مالی بسیار کاربردی است.
چارچوب مفهومی توضیح میدهد که انتخاب مبنای اندازهگیری به نحوه ایجاد جریان نقدی توسط دارایی نیز وابسته است.
حالت اول: داراییهایی که در ترکیب با سایر منابع استفاده میشوند
برای مثال:
-
ماشینآلات
-
ساختمان کارخانه
-
موجودی کالا
-
تجهیزات تولید
این داراییها معمولاً در کنار سایر منابع شرکت برای تولید و فروش کالا یا خدمات استفاده میشوند.
در چنین شرایطی، بهای تاریخی یا بهای جاری میتواند اطلاعات مفیدی درباره بهای مصرفشده و حاشیه سود ایجاد کند.
حالت دوم: داراییهایی که بهصورت مستقل جریان نقدی ایجاد میکنند
برای مثال، داراییهایی که میتوان آنها را مستقلاً فروخت و فروش آنها اختلال مهمی در فعالیت تجاری ایجاد نمیکند.
در این شرایط، ارزش جاری ممکن است اطلاعات مربوطتری درباره جریانهای نقدی آتی ارائه کند.
حالت سوم: داراییها و بدهیهای مالی با هدف وصول جریانهای نقدی قراردادی
در چنین شرایطی، بهای مستهلکشده ممکن است اطلاعات مفیدی درباره درآمد بهره، هزینه بهره و حاشیه مالی فراهم کند.
البته این نتیجه به ویژگیهای دارایی و بدهی مالی و الزامات استاندارد مربوط بستگی دارد.
۷. بهای مستهلکشده چیست؟
بهای مستهلکشده یکی از روشهای کاربرد مبنای بهای تمامشده تاریخی برای داراییها و بدهیهای مالی است.
این مبنا جریانهای نقدی آتی را با نرخ تعیینشده در زمان شناخت اولیه تنزیل میکند و در طول زمان با توجه به مواردی مانند بهره، دریافتها، پرداختها و کاهش ارزش بهروز میشود.
برای مثال، در یک تسهیلات بانکی، مبلغ بدهی صرفاً با پرداختهای نقدی تغییر نمیکند؛ بلکه تعلق بهره و سایر عوامل مربوط نیز بر مبلغ دفتری آن اثر میگذارند.
۸. آیا برای تمام داراییها باید از یک مبنای اندازهگیری استفاده کرد؟
خیر.
چارچوب مفهومی اجازه میدهد مبانی اندازهگیری متفاوتی برای داراییها و بدهیهای مختلف استفاده شود.
زیرا ماهیت و نحوه ایجاد جریانهای نقدی اقلام با یکدیگر تفاوت دارد.
اما استفاده از مبانی متعدد باید بهگونهای باشد که اطلاعات مفیدتری ایجاد کند و موجب پیچیدگی غیرضروری صورتهای مالی نشود.
۹. عدم تطابق حسابداری چیست؟
گاهی دارایی و بدهی به یکدیگر مرتبط هستند، اما با مبانی اندازهگیری متفاوت اندازهگیری میشوند.
این موضوع ممکن است باعث شود صورتهای مالی نتوانند برخی جنبههای وضعیت مالی و عملکرد مالی را بهدرستی نشان دهند.
به این موضوع عدم تطابق حسابداری گفته میشود.
در چنین شرایطی، گاهی استفاده از مبنای اندازهگیری یکسان برای اقلام مرتبط میتواند اطلاعات مفیدتری فراهم کند.
۱۰. اندازهگیری حقوق مالکانه
حقوق مالکانه یک قلم مستقل با مبلغ قابل مشاهده مستقیم در بازار نیست؛ بلکه منفعت باقیمانده در داراییها پس از کسر بدهیها است.
بنابراین، اندازهگیری حقوق مالکانه به اندازهگیری داراییها و بدهیهای شرکت وابسته است.
۱۱. تکنیکهای اندازهگیری مبتنی بر جریانهای نقدی
در بسیاری از موارد، مبلغ یک دارایی یا بدهی مستقیماً در بازار قابل مشاهده نیست.
در چنین شرایطی ممکن است از تکنیکهای اندازهگیری مبتنی بر جریانهای نقدی استفاده شود.
این تکنیکها معمولاً شامل موارد زیر هستند:
-
برآورد مبلغ جریانهای نقدی آتی
-
تعیین زمانبندی جریانهای نقدی
-
بررسی احتمال تحقق جریانها
-
در نظر گرفتن ارزش زمانی پول
-
در نظر گرفتن ریسک و عدم اطمینان
-
محاسبه ارزش فعلی
مثال ساده:
فرض کنید یک دارایی قرار است طی سه سال آینده جریان نقدی ایجاد کند.
برای اندازهگیری ارزش فعلی آن، باید مبالغ نقدی مورد انتظار در آینده را برآورد و با نرخ تنزیل مناسب به ارزش امروز تبدیل کنیم.
نکته: انتخاب نرخ تنزیل و مفروضات باید متناسب با مبنای اندازهگیری مورد استفاده باشد.
جمعبندی فصل ششم:
اندازهگیری یعنی تعیین مبلغ پولی عناصر صورتهای مالی. انتخاب مبنای مناسب باید با توجه به ماهیت دارایی یا بدهی، نحوه ایجاد جریان نقدی، مربوط بودن، بیان صادقانه و سایر ویژگیهای کیفی انجام شود.
بخش هشتم: فصل هفتم؛ ارائه و افشا
شناسایی و اندازهگیری صحیح اقلام کافی نیست.
فرض کنید حسابدار تمام معاملات شرکت را درست ثبت کرده، اما اطلاعات را در صورتهای مالی به شکل نامناسب ارائه کرده است.
در چنین شرایطی ممکن است استفادهکننده نتواند واقعیت اقتصادی شرکت را بهدرستی درک کند.
بنابراین، ارائه و افشا بخش مهمی از گزارشگری مالی است.
۱. ارائه و افشا چه تفاوتی دارند؟
ارائه یعنی اطلاعات چگونه در متن صورتهای مالی و اجزای اصلی آن نمایش داده میشود.
افشا یعنی چه اطلاعات تکمیلی در صورتهای مالی، بهویژه یادداشتهای توضیحی، ارائه میشود.
برای مثال:
نمایش حسابهای دریافتنی در صورت وضعیت مالی، ارائه محسوب میشود.
توضیح درباره ترکیب حسابهای دریافتنی، مطالبات مشکوکالوصول و ریسک اعتباری، افشا محسوب میشود.
۲. اصول ارائه و افشا
چارچوب مفهومی برای ارائه و افشای اثربخش بر سه موضوع تأکید میکند:
۱. تمرکز بر اهداف و اصول ارائه و افشا، نه صرفاً قواعد ظاهری.
۲. طبقهبندی اقلام مشابه در گروههای مشترک و تفکیک اقلام غیرمشابه.
۳. تجمیع اطلاعات به شکلی که جزئیات مهم پنهان نشود.
همچنین اطلاعات اختصاصی هر شرکت معمولاً مفیدتر از توضیحات کلیشهای و تکراری است.
تکرار غیرضروری اطلاعات در بخشهای مختلف صورتهای مالی نیز میتواند درک آنها را دشوار کند.
۳. طبقهبندی چیست؟
طبقهبندی یعنی مرتب کردن اقلام مالی بر اساس ویژگیهای مشترک.
این ویژگیها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
-
ماهیت قلم
-
نقش و کارکرد آن در فعالیت شرکت
-
نحوه اندازهگیری
مثال:
شرکت داراییهای مختلفی دارد:
-
موجودی نقد
-
حسابهای دریافتنی
-
موجودی کالا
-
ساختمان
-
ماشینآلات
این اقلام نباید بدون توجه به ماهیت و کارکردشان به شکل نامناسب در یک گروه قرار گیرند.
۴. طبقهبندی داراییها و بدهیها
گاهی لازم است یک دارایی یا بدهی به اجزای مختلف تفکیک شود.
برای مثال، تقسیم داراییها و بدهیها به جاری و غیرجاری میتواند اطلاعات مفیدی فراهم کند.
زیرا استفادهکننده میتواند تشخیص دهد چه منابعی در کوتاهمدت در دسترس هستند و چه تعهداتی در آینده نزدیک باید پرداخت شوند.
۵. تهاتر چیست و چرا اهمیت دارد؟
تهاتر زمانی رخ میدهد که شرکت دارایی و بدهی را بهعنوان دو واحد حساب جداگانه شناسایی و اندازهگیری کند، اما آنها را در صورت وضعیت مالی بهصورت یک مبلغ خالص ارائه دهد.
مثال:
شرکت از مشتری الف ۵۰۰ میلیون تومان طلب دارد و به همان شخص ۳۰۰ میلیون تومان بدهکار است.
اگر دارایی و بدهی جداگانه شناسایی شده باشند، ارائه آنها به شکل خالص ۲۰۰ میلیون تومان ممکن است اطلاعات مربوط به ماهیت و حجم واقعی مطالبات و تعهدات را پنهان کند.
بنابراین، تهاتر بهطور معمول مناسب نیست، مگر اینکه استاندارد مربوط اجازه داده باشد.
نکته: تهاتر با در نظر گرفتن مجموعهای از حقوق و تعهدات در قالب یک واحد حساب تفاوت دارد.
۶. طبقهبندی حقوق مالکانه
گاهی اجزای حقوق مالکانه باید جداگانه ارائه شوند.
برای مثال:
-
سرمایه
-
سود انباشته
-
اندوختهها
-
مازاد تجدید ارزیابی
تفکیک این اجزا میتواند به استفادهکننده کمک کند محدودیتهای قانونی و مقرراتی مربوط به توزیع منابع بین مالکان را بهتر درک کند.
۷. طبقهبندی درآمدها و هزینهها
درآمدها و هزینهها نیز باید بر اساس ماهیت و ویژگیهای مشترک طبقهبندی شوند.
برای مثال:
درآمدهای عملیاتی، درآمدهای مالی و سایر درآمدها ممکن است از نظر ماهیت و کاربرد تحلیلی با یکدیگر متفاوت باشند.
همچنین هزینههای حقوق، استهلاک، مواد مصرفی و هزینه مالی باید در چارچوب الزامات استاندارد مربوط به شکلی مناسب ارائه شوند.
۸. سود یا زیان دوره و سایر اقلام سود و زیان جامع
یکی از مفاهیم مهم این فصل، تفاوت سود یا زیان دوره با سایر اقلام سود و زیان جامع است.
طبق چارچوب مفهومی، درآمدها و هزینهها ممکن است به یکی از دو شکل طبقهبندی شوند:
۱. در صورت سود و زیان
۲. خارج از صورت سود و زیان، در سایر اقلام سود و زیان جامع
چرا صورت سود و زیان اهمیت ویژهای دارد؟
صورت سود و زیان منبع اصلی اطلاعات درباره عملکرد مالی شرکت در دوره گزارشگری است.
بسیاری از سرمایهگذاران، سود یا زیان دوره را نقطه شروع تحلیل عملکرد شرکت قرار میدهند.
اما برای ارزیابی کامل عملکرد مالی باید تمام درآمدها و هزینههای شناساییشده، از جمله اقلام سایر سود و زیان جامع، نیز بررسی شوند.
آیا تمام درآمدها و هزینهها باید در صورت سود و زیان قرار گیرند؟
در اصل، بله.
اما در شرایط استثنایی، کمیته تدوین استانداردها ممکن است تصمیم بگیرد برخی درآمدها و هزینههای ناشی از تغییر ارزش جاری دارایی یا بدهی در سایر اقلام سود و زیان جامع ارائه شوند.
هدف این است که اطلاعات مربوطتر و بیان صادقانهتری از عملکرد مالی ارائه شود.
آیا اقلام سایر سود و زیان جامع در آینده به سود و زیان منتقل میشوند؟
در اصل، درآمدها و هزینههای ثبتشده در سایر اقلام سود و زیان جامع در دورههای آتی، در صورت فراهم بودن شرایط مربوط، میتوانند به صورت سود و زیان تجدید طبقهبندی شوند.
اما اگر مبنای روشنی برای تعیین زمان یا مبلغ تجدید طبقهبندی وجود نداشته باشد، ممکن است استاندارد مربوط تجدید طبقهبندی بعدی را مجاز نداند.
نکته مهم این است که نحوه برخورد با هر قلم باید مطابق استاندارد خاص آن قلم تعیین شود.
۹. تجمیع چیست؟
تجمیع یعنی جمع کردن اقلامی که ویژگیهای مشترک دارند و در یک طبقه قرار گرفتهاند.
برای مثال:
شرکت ۱۰۰ نوع موجودی کالا دارد.
ممکن است در صورت وضعیت مالی، موجودی کالا بهصورت یک مبلغ کلی نمایش داده شود و جزئیات آن در یادداشتهای توضیحی ارائه شود.
آیا تجمیع بیش از حد مناسب است؟
خیر.
اگر اطلاعات زیادی در یک مبلغ کلی ادغام شود، ممکن است اقلام مهم و متفاوت از دید استفادهکننده پنهان بمانند.
از طرف دیگر، ارائه تمام جزئیات در صورتهای اصلی نیز ممکن است گزارش را بیش از حد پیچیده کند.
بنابراین، باید بین خلاصهسازی و ارائه جزئیات توازن برقرار شود.
جمعبندی فصل هفتم:
ارائه و افشا باید به شکلی باشد که اطلاعات مربوط و صادقانه، روشن، قابل مقایسه و قابل فهم در اختیار استفادهکنندگان قرار گیرد.
بخش نهم: فصل هشتم؛ مفاهیم سرمایه و نگهداشت سرمایه
این فصل به یکی از موضوعات بنیادی حسابداری میپردازد:
چه زمانی واقعاً میتوان گفت شرکت سود کسب کرده است؟
برای پاسخ به این سؤال باید بدانیم سرمایه را چگونه تعریف میکنیم و چه مقدار از آن باید حفظ شود.
۱. مفهوم سرمایه مالی
در بیشتر واحدهای تجاری، سرمایه به مفهوم مالی در نظر گرفته میشود.
در این مفهوم، سرمایه معادل خالص داراییها یا حقوق مالکانه شرکت است.
یعنی:
سرمایه مالی = داراییها - بدهیها
برای مثال:
داراییهای شرکت: ۱۰۰ میلیارد تومان
بدهیهای شرکت: ۶۰ میلیارد تومان
سرمایه مالی: ۴۰ میلیارد تومان
۲. مفهوم سرمایه فیزیکی
در مفهوم سرمایه فیزیکی، سرمایه به ظرفیت تولیدی یا عملیاتی شرکت اشاره دارد.
برای مثال:
-
توان تولید روزانه ۱۰ هزار واحد محصول
-
ظرفیت تولید سالانه ۵ میلیون تن
-
توان ارائه ۲۰ هزار ساعت خدمات در سال
در این مفهوم، تمرکز بر ظرفیت مولد شرکت است، نه صرفاً مبلغ پولی سرمایهگذاریشده.
۳. تفاوت سرمایه مالی و سرمایه فیزیکی
| موضوع | سرمایه مالی | سرمایه فیزیکی |
|---|---|---|
| مفهوم | خالص داراییها یا حقوق مالکانه | ظرفیت تولیدی و عملیاتی |
| معیار توجه | ارزش پولی سرمایه | توان تولید و عملیات |
| مثال | ۴۰ میلیارد تومان حقوق مالکانه | ظرفیت تولید روزانه ۱۰ هزار محصول |
انتخاب مفهوم سرمایه باید با توجه به نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان صورتهای مالی انجام شود.
۴. نگهداشت سرمایه چیست؟
نگهداشت سرمایه یعنی مشخص کنیم شرکت چه مقدار از سرمایه خود را باید حفظ کند تا بتوانیم افزایش واقعی سرمایه را سود تلقی کنیم.
چارچوب مفهومی دو مفهوم اصلی معرفی میکند:
۱. نگهداشت سرمایه مالی
۲. نگهداشت سرمایه فیزیکی
۴-۱. نگهداشت سرمایه مالی
در این مفهوم، سود زمانی ایجاد میشود که مبلغ مالی خالص داراییهای شرکت در پایان دوره، پس از حذف آورده مالکان و توزیع منابع بین آنها، بیشتر از مبلغ ابتدای دوره باشد.
مثال:
حقوق مالکانه ابتدای سال: ۲۰ میلیارد تومان
آورده جدید سهامداران: ۵ میلیارد تومان
توزیع منابع به سهامداران: ۲ میلیارد تومان
حقوق مالکانه پایان سال: ۳۰ میلیارد تومان
برای محاسبه افزایش سرمایه مالی، باید اثر آورده و توزیع منابع را حذف کنیم:
۳۰ - ۲۰ - ۵ + ۲ = ۷ میلیارد تومان
بنابراین، افزایش مالی سرمایه پس از تعدیل آوردهها و توزیعها برابر ۷ میلیارد تومان است.
در این مثال، اگر مبنای نگهداشت سرمایه مالی بر حسب واحد پول اسمی باشد، این مبلغ میتواند سود ناشی از افزایش سرمایه مالی محسوب شود؛ البته محاسبه سود حسابداری نهایی و نحوه ارائه آن باید با سایر الزامات حسابداری مرتبط نیز تطبیق داده شود.
۴-۲. نگهداشت سرمایه فیزیکی
در این مفهوم، سود زمانی ایجاد میشود که ظرفیت تولیدی شرکت در پایان دوره، پس از حذف اثر آوردهها و توزیع منابع بین مالکان، نسبت به ابتدای دوره افزایش یافته باشد.
مثال:
شرکت در ابتدای سال توان تولید روزانه ۱۰ هزار واحد محصول را داشته است.
در پایان سال، پس از در نظر گرفتن تغییرات ظرفیت، میتواند روزانه ۱۲ هزار واحد محصول تولید کند.
در مفهوم نگهداشت سرمایه فیزیکی، افزایش ظرفیت مولد شرکت اهمیت دارد.
اگر شرکت فقط ظرفیت تولیدی قبلی را حفظ کرده باشد، افزایش مبلغ پولی داراییها بهتنهایی به معنای سود واقعی از دیدگاه این مفهوم نیست.
۵. چرا مفهوم نگهداشت سرمایه اهمیت دارد؟
زیرا سود را مشخص میکند.
اگر ندانیم چه مقدار سرمایه باید حفظ شود، ممکن است بخشی از سرمایه شرکت را اشتباهاً سود تلقی کنیم.
برای مثال:
شرکتی دستگاهی را ۱۰ میلیارد تومان خریداری کرده است.
در پایان سال، قیمت جایگزینی همان دستگاه به ۱۴ میلیارد تومان رسیده است.
آیا افزایش ۴ میلیارد تومانی لزوماً سود عملیاتی شرکت است؟
خیر.
باید مشخص شود شرکت از کدام مفهوم نگهداشت سرمایه استفاده میکند و تغییر قیمت چگونه باید در گزارشگری مالی منعکس شود.
۶. تفاوت نگهداشت سرمایه مالی اسمی و قدرت خرید ثابت
چارچوب مفهومی برای نگهداشت سرمایه مالی دو شیوه را مطرح میکند:
الف) واحد پول اسمی
در این روش، افزایش مبلغ پولی خالص داراییها پس از تعدیل آوردهها و توزیعها، مبنای تعیین سود قرار میگیرد.
ب) واحد قدرت خرید ثابت
در این روش، باید اثر تغییر سطح عمومی قیمتها نیز در نظر گرفته شود.
بنابراین، صرف افزایش مبلغ پولی داراییها کافی نیست؛ باید بررسی کنیم چه میزان از افزایش، صرفاً ناشی از تغییر سطح عمومی قیمتها بوده است.
مثال آموزشی:
فرض کنید سرمایهگذاری اولیه شرکت ۱۰۰ میلیون تومان بوده و در پایان سال ارزش آن به ۱۳۰ میلیون تومان رسیده است.
اگر سطح عمومی قیمتها نیز ۲۰ درصد افزایش یافته باشد، افزایش ۳۰ میلیون تومانی ارزش سرمایه را نمیتوان بدون تعدیل، معادل افزایش واقعی قدرت خرید سرمایه دانست.
در مفهوم نگهداشت سرمایه مالی بر مبنای قدرت خرید ثابت، فقط افزایش مازاد بر اثر تغییر سطح عمومی قیمتها میتواند سود تلقی شود.
۷. سود نگهداری چیست؟
سود نگهداری به افزایش قیمت داراییهایی گفته میشود که شرکت طی دوره نگهداری کرده است.
مثال:
شرکت زمینی را به مبلغ ۵ میلیارد تومان خریداری کرده است.
در پایان دوره، ارزش آن به ۷ میلیارد تومان رسیده است.
افزایش ۲ میلیارد تومانی، افزایش ارزش دارایی در دوره نگهداری است.
نحوه برخورد با این افزایش به مبنای اندازهگیری و مفهوم نگهداشت سرمایه وابسته است.
در نگهداشت سرمایه مالی اسمی، افزایش قیمت داراییهای نگهداریشده از نظر مفهومی میتواند سود محسوب شود؛ اما زمان و نحوه شناسایی آن تابع الزامات استاندارد مربوط است.
در نگهداشت سرمایه مالی بر مبنای قدرت خرید ثابت، بخشی از افزایش قیمت که فقط اثر افزایش سطح عمومی قیمتها را جبران میکند، تعدیل نگهداشت سرمایه محسوب میشود.
در نگهداشت سرمایه فیزیکی، تغییر قیمت داراییها و بدهیها بهطور کلی در قالب تعدیلات نگهداشت سرمایه بررسی میشود، نه سود دوره.
۸. تعدیلات نگهداشت سرمایه
گاهی تجدید ارزیابی یا تجدید ارائه داراییها و بدهیها موجب افزایش یا کاهش حقوق مالکانه میشود.
با وجود اینکه این افزایشها و کاهشها ممکن است از نظر تعریف، ویژگی درآمد یا هزینه را داشته باشند، طبق برخی مفاهیم نگهداشت سرمایه در صورت سود و زیان منعکس نمیشوند.
بلکه بهعنوان تعدیلات نگهداشت سرمایه یا اندوخته تجدید ارزیابی در بخش حقوق مالکانه منظور میشوند.
نکته مهم: نحوه ثبت و ارائه تجدید ارزیابی باید مطابق استاندارد حسابداری مربوط باشد. چارچوب مفهومی بهتنهایی مجوز ثبت هر نوع افزایش ارزش در حقوق مالکانه نیست.
جمعبندی فصل هشتم:
سود تنها یک عدد حاصل از تفاضل درآمد و هزینه نیست؛ بلکه به این موضوع نیز وابسته است که چه مفهومی از سرمایه را مبنا قرار دادهایم و چه مقدار سرمایه باید حفظ شود.
بخش دهم: نحوه بهکارگیری عملی چارچوب مفهومی در حسابداری
تا اینجا هشت فصل چارچوب مفهومی را بررسی کردیم. اکنون باید ببینیم یک حسابدار چگونه میتواند این مفاهیم را در کار روزمره خود به کار بگیرد.
بهترین روش یادگیری چارچوب مفهومی این است که یک رویداد واقعی را از ابتدا تا انتها تحلیل کنیم.
۱. فرایند هفتمرحلهای تحلیل یک رویداد حسابداری
هر زمان با یک معامله یا رویداد اقتصادی مواجه شدید، این مراحل را در نظر بگیرید:
مرحله اول: شناسایی رویداد اقتصادی
ابتدا مشخص کنید چه اتفاقی افتاده است.
مثلاً:
-
خرید ماشینآلات
-
فروش کالا
-
دریافت تسهیلات
-
انعقاد قرارداد
-
دریافت خدمات
-
ایجاد تعهد حقوقی
مرحله دوم: تشخیص عناصر صورتهای مالی
بررسی کنید رویداد چه اثری بر عناصر صورتهای مالی دارد:
-
دارایی
-
بدهی
-
حقوق مالکانه
-
درآمد
-
هزینه
مرحله سوم: بررسی تعریف عناصر
بررسی کنید آیا قلم مورد نظر واقعاً تعریف یکی از عناصر را احراز میکند یا خیر.
برای مثال، اگر قرار است یک دارایی شناسایی کنید، باید وجود حق، قابلیت تولید منافع اقتصادی و کنترل آن را بررسی کنید.
مرحله چهارم: تصمیمگیری درباره شناخت
بررسی کنید آیا شناسایی این قلم اطلاعات مربوط و دارای بیان صادقانه فراهم میکند یا خیر.
مرحله پنجم: انتخاب مبنای اندازهگیری
مبلغ قلم را بر اساس الزامات استاندارد مربوط و مبنای اندازهگیری مناسب تعیین کنید.
مرحله ششم: ارائه و افشا
مشخص کنید قلم در کدام صورت مالی ارائه میشود و چه اطلاعات تکمیلی باید افشا شود.
مرحله هفتم: بررسی تغییرات و قطع شناخت
در دورههای بعد بررسی کنید آیا شرایط شناسایی همچنان برقرار است یا باید قلم را تعدیل یا از صورتهای مالی حذف کرد.
۲. مثال جامع اول: خرید ماشینآلات
فرض کنید شرکت تولیدی الف یک دستگاه ماشینآلات به مبلغ ۵ میلیارد تومان خریداری کرده و آن را برای تولید محصولات خود استفاده میکند.
حالا رویداد را با استفاده از چارچوب مفهومی تحلیل میکنیم.
گام اول: رویداد اقتصادی
شرکت ماشینآلات خریداری کرده است.
گام دوم: تشخیص عنصر صورت مالی
آیا ماشینآلات دارایی است؟
بله، زیرا یک منبع اقتصادی است که شرکت آن را کنترل میکند و قابلیت ایجاد منافع اقتصادی دارد.
گام سوم: بررسی تعریف دارایی
-
حق: شرکت حق استفاده از ماشینآلات را دارد.
-
منافع اقتصادی: ماشینآلات در تولید محصولات و ایجاد درآمد استفاده میشود.
-
کنترل: شرکت استفاده از ماشینآلات را هدایت میکند.
بنابراین، تعریف دارایی احراز میشود.
گام چهارم: شناخت
اگر شرایط شناخت طبق چارچوب مفهومی و استاندارد مربوط احراز شود، ماشینآلات در صورت وضعیت مالی شناسایی میشود.
گام پنجم: اندازهگیری
مبلغ اولیه بر اساس بهای تمامشده و الزامات استاندارد مربوط تعیین میشود.
فرض کنیم بهای تمامشده قابل شناسایی ۵ میلیارد تومان باشد.
گام ششم: ارائه
ماشینآلات در گروه داراییهای مربوط در صورت وضعیت مالی ارائه میشود.
همچنین اطلاعات تکمیلی درباره استهلاک، روش اندازهگیری و سایر موارد لازم در یادداشتهای توضیحی ارائه میشود.
گام هفتم: اندازهگیری بعدی و قطع شناخت
در دورههای بعد، استهلاک و کاهش ارزش احتمالی بررسی میشود.
اگر ماشینآلات فروخته شود یا شرایط قطع شناخت آن احراز شود، از صورت وضعیت مالی خارج خواهد شد.
۳. مثال جامع دوم: فروش نسیه کالا
شرکت کالایی به مبلغ ۱ میلیارد تومان به مشتری فروخته است. مشتری قرار است مبلغ را ۶۰ روز بعد پرداخت کند.
تحلیل بر اساس چارچوب مفهومی:
۱. رویداد اقتصادی: فروش کالا.
۲. عنصر اول: درآمد فروش.
۳. عنصر دوم: دارایی از محل ایجاد حساب دریافتنی.
۴. شناخت: بررسی میشود که شرایط شناسایی درآمد و دریافتنی طبق استانداردهای مربوط احراز شده باشد.
۵. اندازهگیری: مبلغ درآمد و دریافتنی بر اساس الزامات استاندارد مربوط تعیین میشود.
۶. ارائه: درآمد در صورت عملکرد مالی و دریافتنی در صورت وضعیت مالی ارائه میشود.
۷. افشا: اطلاعات لازم درباره ریسک اعتباری و سایر موضوعات بااهمیت ارائه میشود.
نکته مهم: دریافت وجه نقد ۶۰ روز بعد، به معنی شناسایی مجدد درآمد نیست؛ بلکه وصول حساب دریافتنی است.
۴. مثال جامع سوم: دریافت تسهیلات بانکی
شرکت ۳ میلیارد تومان تسهیلات بانکی دریافت میکند.
تحلیل:
-
وجه نقد افزایش مییابد.
-
بدهی بانکی ایجاد میشود.
-
حقوق مالکانه از این بابت افزایش نمییابد.
-
درآمدی شناسایی نمیشود.
این مثال نشان میدهد هر افزایش در دارایی الزاماً درآمد نیست.
۵. مثال جامع چهارم: ایجاد تعهد حقوقی
شرکت درگیر یک دعوای حقوقی شده و احتمال دارد مجبور به پرداخت خسارت شود.
در این وضعیت، حسابدار باید بررسی کند:
۱. آیا تعهد فعلی وجود دارد؟
۲. آیا تعهد ناشی از رویدادی در گذشته است؟
۳. آیا شرکت ملزم به انتقال منبع اقتصادی است؟
۴. آیا اطلاعات مربوط به این تعهد باید در صورت وضعیت مالی شناسایی شود؟
۵. اگر شناسایی انجام نشود، آیا افشای اطلاعات در یادداشتهای توضیحی ضرورت دارد؟
در این مثال، نباید صرفاً بر اساس احتمال ذهنی مدیریت، مبلغی را بهعنوان بدهی ثبت کرد. باید الزامات استاندارد حسابداری مربوط به ذخایر، بدهیهای احتمالی و داراییهای احتمالی بررسی شود.
بخش یازدهم: نکات بسیار مهم و کاربردی که حسابداران باید به خاطر بسپارند
این بخش خلاصهای از نکات مفهومی است که در عمل و هنگام مطالعه استانداردهای حسابداری اهمیت زیادی دارند.
نکته ۱: چارچوب مفهومی جایگزین استانداردهای خاص نیست.
اگر برای یک معامله استاندارد مشخص وجود دارد، ابتدا باید همان استاندارد اجرا شود.
نکته ۲: مالکیت قانونی بهتنهایی برای تشخیص دارایی کافی نیست.
کنترل منبع اقتصادی و قابلیت تولید منافع اقتصادی نیز باید بررسی شود.
نکته ۳: دارایی الزاماً یک شیء فیزیکی نیست.
حق دریافت وجه، حق استفاده و حقوق ناشی از داراییهای فکری نیز میتوانند منبع اقتصادی باشند.
نکته ۴: بدهی الزاماً به معنی بدهی پولی نیست.
تعهد به تحویل کالا یا ارائه خدمات نیز میتواند بدهی ایجاد کند.
نکته ۵: قصد انجام معامله در آینده الزاماً بدهی ایجاد نمیکند.
باید تعهد فعلی ناشی از رویداد گذشته وجود داشته باشد.
نکته ۶: هر دارایی یا بدهی الزاماً در صورتهای مالی شناسایی نمیشود.
معیارهای شناخت باید بررسی شوند.
نکته ۷: شناسایی نکردن یک قلم به معنی حذف تمام اطلاعات مربوط به آن نیست.
ممکن است افشای اطلاعات در یادداشتهای توضیحی ضرورت داشته باشد.
نکته ۸: درآمد با دریافت وجه نقد یکسان نیست.
در حسابداری تعهدی، درآمد با توجه به وقوع آثار اقتصادی و الزامات استاندارد مربوط شناسایی میشود.
نکته ۹: دریافت وام درآمد نیست.
زیرا در مقابل وجه دریافتی، بدهی ایجاد میشود.
نکته ۱۰: افزایش سرمایه درآمد نیست.
آورده مالکان با درآمد عملیاتی و سایر درآمدهای شرکت تفاوت دارد.
نکته ۱۱: تقسیم سود هزینه نیست.
توزیع منابع بین مالکان، کاهش حقوق مالکانه است.
نکته ۱۲: سود حسابداری با جریان نقدی یکسان نیست.
ممکن است شرکت سود داشته باشد اما نقدینگی کافی نداشته باشد.
نکته ۱۳: احتیاط به معنی بدبینی و کمنمایی داراییها نیست.
احتیاط یعنی قضاوت مسئولانه در شرایط عدم اطمینان.
نکته ۱۴: قابل مقایسه بودن با ثبات رویه یکسان نیست.
ثبات رویه ابزاری برای دستیابی به قابلیت مقایسه است.
نکته ۱۵: عاری از اشتباه بودن به معنی دقت مطلق تمام برآوردها نیست.
روش برآورد، دادههای ورودی و نحوه اجرای آن باید مناسب و بدون اشتباه باشد.
نکته ۱۶: ارزش منصفانه با ارزش بکارگیری یکسان نیست.
ارزش منصفانه دیدگاه فعالان بازار را منعکس میکند، اما ارزش بکارگیری دیدگاه مختص واحد تجاری را نشان میدهد.
نکته ۱۷: بهای تاریخی لزوماً ارزش روز دارایی نیست.
این مبلغ بر اساس اطلاعات معامله یا رویداد ایجادکننده دارایی تعیین میشود و در دورههای بعد طبق الزامات مربوط تعدیل میشود.
نکته ۱۸: تهاتر دارایی و بدهی با تجمیع یکسان نیست.
تهاتر به ارائه خالص اقلامی اشاره دارد که جداگانه شناسایی و اندازهگیری شدهاند.
نکته ۱۹: سود یا زیان دوره تنها منبع اطلاعات عملکرد مالی نیست.
سایر اقلام سود و زیان جامع نیز باید در تحلیل عملکرد بررسی شوند.
نکته ۲۰: افزایش ارزش دارایی همیشه به معنی سود قابل شناسایی نیست.
نحوه برخورد با افزایش ارزش به مبنای اندازهگیری، مفهوم نگهداشت سرمایه و استاندارد مربوط بستگی دارد.
بخش دوازدهم: واژهنامه ساده اصطلاحات مهم چارچوب مفهومی
| اصطلاح | معنی ساده |
|---|---|
| چارچوب مفهومی | مجموعه اصول پایه گزارشگری مالی |
| واحد گزارشگر | واحدی که صورتهای مالی تهیه میکند |
| استفادهکنندگان اصلی | سرمایهگذاران، وامدهندگان و اعتباردهندگان فعلی و بالقوه |
| دارایی | حق اقتصادی تحت کنترل شرکت |
| بدهی | تعهد فعلی برای انتقال منبع اقتصادی |
| حقوق مالکانه | مانده داراییها پس از کسر بدهیها |
| درآمد | افزایش دارایی یا کاهش بدهی که حقوق مالکانه را افزایش دهد، بهجز آورده مالکان |
| هزینه | کاهش دارایی یا افزایش بدهی که حقوق مالکانه را کاهش دهد، بهجز توزیع به مالکان |
| شناخت | وارد کردن یک قلم در صورتهای مالی |
| قطع شناخت | حذف تمام یا بخشی از قلم شناساییشده |
| اندازهگیری | تعیین مبلغ پولی یک قلم |
| بهای تاریخی | مبلغ مبتنی بر معامله یا رویداد اولیه |
| ارزش منصفانه | قیمت خروج در معامله نظاممند بازار |
| ارزش بکارگیری | ارزش فعلی منافع مورد انتظار از استفاده از دارایی |
| ارزش ایفا | ارزش فعلی منابع مورد انتظار برای ایفای بدهی |
| بهای جاری | بهای تحصیل دارایی همسان یا تحمل بدهی همسان در زمان اندازهگیری |
| احتیاط | مراقبت در قضاوت هنگام عدم اطمینان |
| قابلیت مقایسه | امکان تشخیص شباهتها و تفاوتهای واقعی |
| قابلیت اثبات | امکان بررسی و تأیید اطلاعات توسط اشخاص مستقل و آگاه |
| تجمیع | جمع کردن اقلام مشابه |
| تهاتر | ارائه خالص دارایی و بدهی که جداگانه شناسایی شدهاند |
| نگهداشت سرمایه | حفظ مبلغ مالی یا ظرفیت فیزیکی سرمایه |
| مباشرت مدیریت | مسئولیتپذیری مدیریت در استفاده از منابع اقتصادی |
نتیجهگیری نهایی: فلسفه اصلی چارچوب مفهومی چیست؟
اگر بخواهیم تمام هشت فصل چارچوب مفهومی را در یک منطق ساده خلاصه کنیم، باید بگوییم:
گزارشگری مالی باید اطلاعاتی فراهم کند که استفادهکنندگان بتوانند بر اساس آن درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و چشمانداز جریانهای نقدی یک واحد تجاری تصمیمگیری کنند.
برای رسیدن به این هدف:
۱. ابتدا باید بدانیم اطلاعات مالی برای چه کسانی تهیه میشود.
۲. سپس باید اطمینان حاصل کنیم اطلاعات مربوط و دارای بیان صادقانه هستند.
۳. باید مشخص کنیم چه حقوق و تعهداتی در قالب دارایی، بدهی، حقوق مالکانه، درآمد و هزینه قرار میگیرند.
۴. باید تصمیم بگیریم چه اقلامی شرایط شناخت در صورتهای مالی را دارند.
۵. باید مبنای اندازهگیری مناسبی برای هر قلم انتخاب کنیم.
۶. باید اطلاعات را به شکلی مناسب ارائه و افشا کنیم.
۷. در نهایت، باید مشخص کنیم سود شرکت چگونه با توجه به مفهوم نگهداشت سرمایه تعیین میشود.
مهمترین پیام آموزشی این چارچوب برای حسابداران:
حسابداری فقط ثبت بدهکار و بستانکار نیست.
حسابدار حرفهای قبل از ثبت هر رویداد باید ماهیت اقتصادی آن را بفهمد، حقوق و تعهدات ایجادشده را تشخیص دهد، عناصر صورتهای مالی را شناسایی کند و سپس بر اساس استانداردهای مربوط، نحوه شناخت، اندازهگیری، ارائه و افشای آن را تعیین کند.
این دقیقاً همان تفکری است که چارچوب مفهومی گزارشگری مالی به دنبال ایجاد آن است.